اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٦١ - اختلاف نسخهها
ص ٦٨ ب ١٦: گاه عاشق سازدت (ب- م).
ص ٦٨ ب ١٧: مىبرد حالى به (گ).
ص ٦٨ ب ١٨: گه محقق گه مقلد (د).
ص ٦٨ ب ١٩: درآرد در كمند (ب- م).
ص ٦٨ ب ٢٠: عشق دارد هر زمانى (گ)؛ عشق دارد هر زمان صد جلوهاى (ب).
ص ٦٨ ب ٢٢: طوفانى شود- برهانى شود (ب- م).
______________________________ (٦٩) ص ٦٩ ب ١: عشق مىبيند سليمان (گ).
ص ٦٩ ب ٢: صد بلا دارد صبور (ب)؛ سازد صبور (م).
ص ٦٩ ب ٣: در بطون ماهيش جاگير (گ)؛ در درون ماهيى (م).
ص ٦٩ ب ٤: با خوف و خون (گ).
ص ٦٩ ب ٧: با وصل دوست (د- گ).
ص ٦٩ ب ١٣: مىكشاند عشق (د- گ).
ص ٦٩ ب ١٤: تا چه داند (د).
ص ٦٩ ب ١٥: عشق در راه (گ).
ص ٦٩ ب ١٧: مولى مجو (گ).
ص ٦٩ ب ١٩: عقل مىگويد هميشه (م).
ص ٦٩ ب ٢٤: ز خود فانى تو باش (گ).
ص ٦٩ ب ٢٥: عشق گويد هانباشى خودنما (ب).
(٧٠) ص ٧٠ ب ٢: كسب كن وجه معاش (د- گ).
ص ٧٠ ب ٣: عقل گويد از پى هر دو برو (گ)؛ در پى اين دو (م).
ص ٧٠ ب ٦: عقل گويد نى كه شهرت يا قبول (م).
ص ٧٠ ب ٩: عشق گويد نيست گردان هرچه هست (ب).
ص ٧٠ ب ١٥: در ميان برهان بگو (گ).
ص ٧٠ ب ٢٠: عشق گويد سوى تمكين آورم (ب- م)؛ عقل گويد من ز تلوين بگذرم (ب- م)؛ تلوين يك ورم (گ).
ص ٧٠ ب ٢٢: حيلههاى در محل (ب- م).
ص ٧٠ ب ٢٥: درويش شو- انديش شو (ب- م).
ص ٧٠ ب ٢٦: اسلام مىگويد نشان (ب- م).
ص ٧٠ ب ٢٧: دين و مذهب نيستى (ب- م).
(٧١) ص ٧١ ب ١: در ميان عقل و عشق (م).
ص ٧١ ب ٣: وز خودى يكبارگى (د- گ).
ص ٧١ ب ٤: دامن عشاق را آور (ب- م).
ص ٧١ ب ٥: بجو- مپو (ب- گ).
ص ٧١ ب ٦: گفت ايشان چون در (د).
ص ٧١ ب ٧: ترك گو اين عقل (ب).
ص ٧١ ب ٨: همچو رندان باش دردآشام عشق (ب).