اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٢١ - در بيان آنكه انسان هرچه از نيك و بد مىكند صورت همه در عالم معنى به وى بازگشت خواهد نمود و تحريض برآنكه نيكى درباره خلايق موجب رضاى خالق است
١٢١
در بيان آنكه انسان هرچه از نيك و بد مىكند صورت همه در عالم معنى به وى بازگشت خواهد نمود. و تحريض برآنكه نيكى درباره خلايق موجب رضاى خالق است
|
از خدا تبلى السرائر مىشنو |
روز و شب جز در پى نيكى مرو ٢٠٧ |
|
|
هر كه نيكى مىكند با خاص و عام |
اوست از قول نبى خير الانام |
|
|
بد مباش و بد مگوى و بد مكن |
چون چنين كردى تويى مقصود كن |
|
|
وانكه بد كردار باشد در جهان |
اوست شر الناس اين نيكو بدان |
|
|
فرصت نيكى غنيمت مىشمر |
با همه نيكى كن از بد درگذر |
|
|
هر كه نيكى كرد هرگز بد نديد |
وز بدى كس را نكويى كى شنيد |
|
|
گفت الخلق عيال اللّه نبى |
با عيالش كى كند بد جز غنى ٢٠٨ |
|
|
بهترين خلق نزد حق پسند |
آن بود كو با همه نيكى كند |
|
|
كار مردان چيست احسان و كرم |
بردبارى دان و بخشيدن درم |
|
|
پند گفتن بار غم برداشتن |
تلخ و ترشى را شكر انگاشتن |
|
|
راحت خلقان طلب در رنج خويش |
تا توانى شد ز خلقان پيش و بيش |
|
|
گر همى خواهى قبول خاص و عام |
پيشه خود كن تواضع و السلام |
|
|
خويشتن را از همه كمتر شمار |
سر ز جيب فقر و درويشى برآر |
|
|
نخوت و كبر و ريا را دور دار |
جان به عجز و مسكنت مسرور دار |
|
|
باش همچون خاك ره خوار و ذليل |
زير پاى هر ضعيف و هر جليل |
|
|
پاس دلها دار و آزادى بكن |
شاخ بيرحمى بكن از بيخ و بن |
|
|
پيشه كن عجز و نياز و افتقار |
در طريق فقر جان را كن نثار |
|
|
صبر كن در محنت و رنج و بلا |
جان فداى عشق جانان كن هلا |
|
|
از تنعم بگذر و عيش و نشاط |
هان مكن با اهل غفلت اختلاط |
|
|
ياد حق كن مونس جان و روان |
دل مبرا ساز از فكر جهان |
|
|
كار خود يكبارگى با حق گذار |
هستى خود در ميان كلى ميار |
|
|
زاد اين ره چيست قول با عمل |
گفت بيكردار را نبود محل |
|