ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨٩ - خطبهاى از امير مؤمنان ع
و اهل نجران را بجاهاى خودشان برميگرداندم (كه عمر آنها را از يمن كه سرزمين آنها بود بسرزمين عراق كوچ داد بتفصيلى كه در فتوح البلدان بلاذرى ص ٧٢- ٧٣ ط مصر مذكور است).
و اسيران فارس و ملتهاى ديگر را از روى كتاب خدا و سنت پيامبرش (ص) باز ميگرداندم.
در اين صورت (و با اجراى اين كارها و بازگرداندن آنها از مسير منحرفى كه اكنون در آن است بمسير حقيقى آن) مردم از دورم پراكنده ميشدند.
بخدا سوگند اگر بمردم دستور ميدادم كه در ماه رمضان جز نماز فريضه را بجماعت نخوانند (و از خواندن نوافل شبهاى ماه رمضان بجماعت كه عمر دستور داده جلوگيرى ميكردم) و بآنها اعلام ميكردم كه نوافل بجماعت خواندن بدعت است، برخى از همين لشكريانم كه اكنون بهمراه من جنگ ميكنند فرياد ميزدند: اى مسلمانان سنت عمر دگرگون شد، على ما را از نماز نافله در ماه رمضان باز ميدارد، و ترس آن را دارم كه از يك سوى لشكر (بر من) شورش كنند.
من چه كشيدم از دست اين امت! از اختلافشان، و از پيروى كردنشان از پيشوايان گمراه و خوانندگان بسوى دوزخ. (در اينجا دوباره سخن امام عليه السّلام بدنبال سخنان پيشين باز گردد و فرمايد):
و اگر از خمس بهره خويشاوندان را ميپرداختم كه خداى عز و جل (در باره آن) فرمايد: «اگر بخدا و آنچه روز تميز حق و باطل روزى كه دو گروه تلاقى كردند ايمان آوردهايد»، (سوره انفال آيه ٤١، و اين قسمت كه امام عليه السّلام استشهاد فرموده دنباله آيه خمس است، و برخى گفتهاند ذكر قسمت اخير براى اين است كه عقيده بخمس آل پيغمبر (ص) شرط ايمان بخدا و قرآنست).
پس مائيم بخدا سوگند مقصود از خويشاوندان كه خدا ما را بخود و رسول خود (ص) مقرون ساخته و فرموده: «از آن خدا و رسول و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان» (در باره ما