ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٩ - اطلاع از وضع اجتماعى و فساد مسلمين هنگام ظهور حجت - ع
و عمرش در آن روز تلف شده، و ديدى كه سلطان خوراك را احتكار كند، و ديدى كه حق خويشاوندان پيغمبر (خمس) بناحق تقسيم شود و بدان قمار بازى كنند و ميخوارگى كنند، و ديدى با شراب مداوا كنند و براى بيمار نسخه كنند و بدان بهبودى جويند، و ديدى كه مردم در مورد ترك امر بمعروف و نهى از منكر و بىعقيدهگى بدان يكسان شوند، و ديدى منافقان و اهل نفاق سر و صدائى دارند و اهل حق بىصدا و خاموشند، و ديدى كه براى اذان گفتن و نماز پول گيرند، و ديدى كه مسجدها پر است از كسانى كه ترس از خدا ندارند، و براى غيبت و خوردن گوشت مردم حق (بوسيله غيبت) بمسجد آيند و در مسجدها از شراب مستكننده توصيف كنند، و ديدى كه شخص مست كه از خرد تهى گشته بر مردم پيشنمازى كند و بمستى او ايراد نگيرند، و چون مست گردد گراميش دارند و از او ملاحظه كنند و بدون بازخواست او را رها كنند و او را بمستيش معذور دارند، و ديدى هر كه مال يتيمان بخورد شايستگى او را بستايند، و ببينى كه داوران بخلاف دستور خدا داورى كنند، و ديدى كه زمامداران از روى طمع خيانتكار را امين خود سازند، و ديدى ميراث (يتيمان) را فرمانروايان بدست مردمان بدكار و بىباك نسبت بخدا دادهاند (تا مقدارى را بآنها دهند و ما بقى را خود بالا كشند) از آنها حق و حسابى بگيرند و جلوى آنها را رها كنند تا هر چه ميخواهند در آنها انجام دهند، و ببينى كه بر فراز منبرها مردم را به پرهيزگارى دستور دهند ولى خود گوينده آن بدستورش عمل نكند، و ديدى كه وقت نمازها را سبك شمارند، و ديدى كه صدقه را بوساطت ديگران به اهلش دهند و بخاطر رضاى خدا ندهند بلكه روى درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند، و ببينى كه تمام غم و اندوه مردم در باره شكم و عورتشان است، باكى ندارند كه چه بخورند و با چه نكاح كنند، و ببينى كه دنيا بآنها روى آورده، و ببينى كه نشانههاى