ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٨ - اطلاع از وضع اجتماعى و فساد مسلمين هنگام ظهور حجت - ع
ديدى كه ساز و آواز در حرمين آشكارا گردد، و ديدى كه اگر كسى سخن حق گويد و امر بمعروف و نهى از منكر كند ديگران او را نصيحت كنند و بگويند: اين كار بر تو لازم نيست، و مردم بهمديگر نگاه كنند (و هم چشمى كنند) و بمردم بدكار اقتداء كنند (و باصطلاح امروز مدپرستى شايع گردد) و ببينى كه راه خير و طريقه آن خالى است و مشترى ندارد، و ديدى كه مرده را بمسخره گيرند و كسى براى مرگ او غمناك نشود، و ديدى كه هر سال بدى و بدعت تازه بيش از گذشته پيدا شده، و ديدى كه مردم و انجمنها پيروى نكنند مگر از توانگران، و ديدى كه بفقير چيز دهند در حالى كه باو بخندند و براى غير خدا باو ترحم كنند، و ديدى كه نشانههاى آسمانى پديد آيد ولى كسى از آن هراس نكند، و ديدى كه مردم بر هم بجهند چنانچه حيوانات بر هم ميجهند و هيچ كس از ترس كار زشتى را انكار نكند، و ديدى كه مرد در غير اطاعت خدا زياد خرج كند ولى در مورد اطاعت از كم هم دريغ دارد، و ديدى ناسپاسى پدر و مادر آشكار گشته و پدر و مادر را سبك شمارند و حال آنها در پيش فرزند از همه بدتر باشد و فرزند خوشحال است كه بآنها دروغ بندد، و ببينى كه زنها بر حكومت غالب گشته و هر كارى را قبضه كنند، و كارى پيش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد، و ديدى كه پسر بپدر افتراء زند و بپدر و مادر خود نفرين كند و از مرگشان خوشحال شود.
و ديدى اگر روزى بر مردى بگذرد كه در آن روز گناهى بزرگ نكرده باشد مانند هرزگى يا كمفروشى يا انجام كار حرام يا ميخوارگى آن روز گرفته و غمناك است و خيال كند كه روزش بهدر رفته