ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢٦ - حديث زينب عطاره(عطر فروش)
چون حلقهاى است در درياى تهى و پهناور، و اين هفت آسمان و درياى پهناور و كوههاى تگرگ و هوا در برابر پردههاى نور چون حلقهاى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين هفت آسمان و درياى پنهان و كوههاى تگرگ و هواء و پردههاى نور در برابر كرسى چون حلقهاى است در بيابانى تهى و پهناور، سپس اين آيه را خواند: «و كرسى او آسمانها و زمين را فرا گيرد و نگهداشتنش بر او سنگينى نكند كه او است والا و بزرگ» (سوره بقره آيه ٢٥٥) و اين هفت آسمان و درياى پنهان و كوههاى تگرگ و هوا و پردههاى نور و كرسى در برابر عرش چون حلقهاى است در بيابانى تهى و پهناور، و اين آيه را خواند:
«خداى رحمان بر عرش استوار است» (سوره طه آيه ٥).
و در روايت حسن كه از آن حضرت نقل كرده: پردههاى نور پيش از هوائى كه دلها در آن سرگردان شوند ذكر شده.
شرح- در حديث زينب عطاره و هم چنين حديث اصبغ بن نباتة (حديث ١٤٨) كه پس از اين بيايد و نظائر آنها بايد باين دو نكته توجه داشت:
١- در زمان رسول خدا (ص) و أئمه اطهار (ع) مردم هيچ گونه اطلاعى از كرويت زمين و ساير آنچه را هيئت جديد نسبت بفضا و ستارگان و افلاك كشف كردهاند نداشتند و غالبا مردمانى جاهل و عامى بودند و دانشمندان آن زمان نيز بيش از آنچه بطلميوس كشف كرده بود نميدانستند يعنى افلاك را اجسامى بلورين و سخت مىپنداشتند كه قابل شكافته شدن و بهم پيوستن نيست و خورشيد و ماه و ساير ستارگان را نيز همچون گل ميخهائى باين افلاك چسبيده ميدانستند و معتقد بودند كه دستگاه آسمان از نه فلك تشكيل شده كه مانند ورقههاى پياز روى هم قرار دارند ... و امثال اين عقايدى كه كشفيات جديد اساسش ويران و بلكه مورد مسخره دانشمندان جهان قرار گرفت.
با توجه بآنچه گفته شد احتمال قوى ميرود كه بر فرض صحت اين گونه احاديث و صدور آنها از معصوم پيامبر عاليقدر اسلام و ائمه اطهار براى نزديك ساختن اين گونه مطالب علمى و اطلاع از وضع آسمانها به ذهن مردم عامى آن زمان حقائقى را در قالب اين گونه الفاظ و عبارات ريخته و از باب تشبيه معقول بمحسوس براى هر يك از اين افلاك و عوالم نامى مانند خروس و صخرة و درياى تاريك و هواى روان و غير آنها قرار داده كه البته با توجه بموقعيت آنها بىشباهت هم نيست و تناسبى هم بين اسم و مسمى بوده است، چنانچه در حديث: «... زمين روى شاخ گاو است» اين مطلب گفته شده، و مرحوم علامه شهرستانى در كتاب الهيئة و الاسلام تحقيقى در آن كرده است، و اگر ميخواستند حقائق مربوط بساختمان آسمانها را صريح بگويند آنها باور نميكردند و نسبت دروغ و امثال آنها بساحت قدسشان ميدادند.
٢- راويان چنانچه گفته شد هيچ گونه اطلاعى از وضع آسمانها مطابق هيئت جديد نداشتند و بلكه بسيارى از آنها از هيئت بطلميوسى هم بىخبر بودند، از اين رو بگفته يكى از اساتيد در حاشيه بر شرح