ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١١٤ - اخبارى در فضيلت شيعه و فضل - ائمه ع
برپا كرده بودند پس آن حضرت به زياد بن اسود (كه يكى از اصحاب او بود) نگريست و ديد پايش بريده و مجروح شده امام عليه السّلام از وضع رقتبار او متأثر شده و باو فرمود: چرا پاهايت اين طور شده؟ عرضكرد:
شتر جوان و لاغرى داشتم و بخاطر آن بيشتر راه را پياده آمدم، حضرت متأثر شد، زياد عرضكرد: من گاهى آلوده بگناهان شوم تا بدان جا كه گمان كنم بهلاكت و نابودى افتادهام در آن حال بياد دوستى شما افتم و همان اميد نجاتى براى من آورد و اندوهم را برطرف كند! امام باقر عليه السّلام فرمود: مگر دين چيزى جز محبت و دوستى است؟ خداى تعالى فرموده: «... ولى خدا ايمان را محبوب شما كرد و آن را در دلهاى شما بياراست» (سوره حجرات آيه ٧) و نيز فرموده: «بگو اگر خدا را دوست ميداريد. مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد» (سوره آل عمران آيه ٣١) و نيز (در باره انصار مدينه) فرموده: «...
دوست دارند آنان كه بسوى ايشان هجرت كردهاند» (سوره حشر آيه ٩).
همانا مردى خدمت پيغمبر (ص) آمده عرضكرد: اى رسول خدا من نمازگزاران را دوست دارم و خود نماز نميخوانم و روزهداران را دوست دارم و خودم روزه نميگيرم (بعيد نيست مقصودش نمازهاى نافله و روزههاى مستحبى بوده) رسول خدا (ص) باو فرمود: تو با آن كسانى هستى كه دوستشان دارى و براى تو است آنچه بدست آوردهاى.
(پس از آن فرمود): چه ميجوئيد و چه ميخواهيد آگاه باشيد كه براستى اگر يك هراس آسمانى بيايد (همگى مشرف بهلاكت شوند) هر گروهى به پناهگاه خود روند و ما نيز به پيغمبرمان پناه ميبريم و شما نيز بما پناه آريد.
٣٦- سعيد بن يسار گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود: ستايش خاص خدا است دستهاى مرجئة شدند، و دستهاى حرورية (و خوارج) گشتند، و دستهاى قدريه شدند، و شما را نيز ترابية