ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠١ - حديث پيغمبر(ص) در جريان سان ديدن از اسبان
يمن بهترند، ايمان يمنى است (و از يمن آمده، ابن اثير گفته چون ايمان از مكه طلوع كرد و مكه نيز جزء سرزمينهاى تهامة است و تهامة نيز از زمينهاى يمن محسوب ميگردد) و حكمت و فرزانگى نيز از يمن است، و اگر موضوع هجرت من (از مكه بمدينه) نبود من نيز مردى از اهل يمن بودم.
جفا سنگدلى در سر و صداكنندگان (يا شترداران و گاوداران) چادرنشين است كه همان قبائل ربيعة و مضر هستند و در طرف برآمدنگاه خورشيدند، و قبيله مذحج (كه از اهل يمن هستند) بيشتر قبيلهاى هستند كه ببهشت روند، و قبيله حضرموت بهتر از تيره عامر بن صعصعة هستند،- و برخى روايت كردهاند كه فرمود: بهتر از تيره حارث بن معاويه هستند- و تيره بجيلة بهتر از قبائل رعل و ذكوان ميباشند، و اگر تيره لحيان هلاك گردد من باكى ندارم.
سپس فرمود: خدا لعنت كند فرمانروايان چهارگانه: «جمد» و «مخوس» و «مشرح» (هر دو بر وزن منبر) و «أبضعة» و خواهرشان «عمردة» را (اين پنج نفر فرزندان معديكرب هستند كه چنانچه مورّخين گويند مردان آنها بهمراه اشعث بن قيس بمدينه آمده و اسلام آوردند، ولى چون برفتند بحال كفر برگشته و در جنگ حنين بدست لشكر اسلام كشته شدند).
و خدا لعنت كند «محلل» و «محلل له» را (شرح آن در آخر حديث بيايد) و هر كه (يعنى هر بندهاى كه) بغير از مواليان (و آقايان خود) خويش را منتسب كند، و هر كس براى خود مدعى نسبى گردد كه آن را نشناسد (و بدروغ خود را بفاميلى يا شخصى منتسب سازد). و آن مردانى كه خود را بزنان شبيه سازند و زنانى كه خود را بمردان شبيه سازند، و هر كه در اسلام چيز تازه آورد (و بدعتى گزارد) و هر كه بدعتگذارى را پناه دهد، و هر كه جز قاتل خود ديگرى را (بعنوان قصاص) بكشد، يا بزند ضارب خود را، و هر كه پدر و مادرش را لعنت كند.