جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٩٧
به راستى ارتش مديران، با احتساب حقوق، مزايا، فرصتهاى استفاده از سهام و ديگر امتيازات، ٣/ ١ ميليارد دلار دريافت كردند.[١] ما، به عنوان يك ملت، به خاطر فربه شدن دولت دست به هم مىماليم و به سينه مىكوبيم، اما هزينههاى بيشتر برنامههاى دولتى در مقايسه با مبالغى كه صرف فربه شدن مديريت مىشود، رنگ مىبازد. براى مثال، ٣/ ١ ميليارد دلارى كه در سال ١٩٩٤ به مديران پرداخت گرديد چهار برابر هزينههاى تأمين اجتماعى و پنجاه برابر برنامه كمك به خانوادههاى داراى فرزند نيازمند بود. دريافتى مديران، حتى در ميان محافل تجارى نيز غيرمعقول به نظر مىرسد. پاسخ دهندگان به بررسى جديدى كه توسط نشريه اينداسترى ويك[٢] صورت گرفت، سطح روبه افزايش دريافتى مديران را «شرمآور»، «خشم انگيز» و «تهوع آور» خواندند.
اما كوچكسازى چه؟ اگر مسئلهاى به نام فربه شدن مديريت داشتهايم، آيا به معنى شكست كوچك سازى نبوده است؟ آيا واقعاً، كوچك سازى؛ يعنى ايجاد دنيايى كه در آن شركتها و بنگاههاى تجارى روزبهروز لاغرتر مىشوند؟ واقعيت آن است كه گرچه بسيارى از مديران و كارفرمايان تعديل شدهاند، دوباره تعداد بيشترى استخدام شدهاند. مديران تعديل شده به سرعت به استخدام مجدد در مىآيند و شمار زيادى از افراد جديداً استخدام شده وارد رده مديريتى مىگردند. در اواسط دهه ١٩٩٠، مديران بسيار بيشترى نسبت به ميانه دهه ١٩٨٠؛ يعنى پيش از شروع كوچكسازى وجود
[١] -Ibid .,pp .١٨ -٣٨ ,٥٣ .
[٢] -Industry Week