جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٤٤
درونبينىهاى آدامز و گيليگان نشان دهنده زندگى زنان سفيدپوست طبقه متوسط است و خيلىكم شامل حال زنان فقير، بهويژه زنان تهيدست سياهپوست مىشود. از ابتداى شكلگيرى اين كشور، زنان رنگينپوست درگير كارهاى مشقتبارى هم در محل كار كه اغلب آشپزخانه يك زن سفيدپوست بود و هم در خانه خود بودهاند. آنها همواره، علاوه بر فرزندان خود، از فرزندان زنان سفيدپوست ثروتمند نيز مراقبت كردهاند و در قبال آن چندان چيزى بدست نياوردهاند. به اين ترتيب، زنان سياهپوست دو برابر كار كردهاند و دو برابر نيز ناديده گرفته شدهاند.
اين سير تاريخى كوتاه تا حدى نشان مىدهد چرا تا همين اواخر خطاهاى كشور ما در جبهه حمايت از والدين، به واسطه وجود ذخيرهاى بزرگ و عميق از كار رايگان زنان، از چشمها پوشيده مانده بود. زنان ما، نسل اندر نسل، بخش عظيمى از زندگى خود را به سرمايهگذارى غيرمنفعتطلبانه در خانه و اجتماع اختصاص داده بودند و همين امر باعث استحكام كشور ما مىشد. زنان با پرورش كودكان و با ايجاد يك شبكه مراقبتى كه شامل همسايگان و همشهريان نيز مىشد، صلاحيت و شخصيتى را خلق كرده بودند كه دموكراسى و اقتصاد ما بر آن تكيه مىكرد. به اين ترتيب، كار نامريى زنان، بستر شكوفايى و قدرت آمريكا بوده است. به علاوه، همچنانكه زنان منابع سرمايه انسانى و اجتماعى ما را رشد داده و مراقبت مىكردند، تناقضهايى را كه جزء جدايىناپذير فرهنگ سياسى ما است، مىپوشاندند. محافظهكاران اين فرصت را داشتند تا ايمان كوركورانه نسبت به بازار را رشد دهند، زيرا زنان همه امور غيرتجارى مهم را انجام