جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٧٢
تسخير كردند. ما درمانگران نيز برخى اوقات مانند اسب تروا بودهايم. ما در پوشش دوستى و هديه دادن، در پارهاى موارد به خانوادهها هجوم آورده و آسيب فراوانى به آنها وارد كردهايم.»[١]
والدين، رويارو با فشارهاى خارجى ناشناخته و در حالى كه حمايت يا تأييد چندانى از بيرون دريافت نمىكنند، روزبهروز بيشتر دچار سرخوردگى و بىاعتمادى به خود شدهاند. آرلى هاچيلد، در كتاب سال ١٩٩٧ خود با نام گرفتارى زمانه مى گويد كه براى بسيارى از بزرگسالان آمريكايى، به جاى خانه، كار تبديل به «پناهگاهى در دنياى بيرحم» شده است، جايى كه مردم احساس مىكنند از آنها بيشتر قدردانى مىشود و آرامش بيشترى دارند. بنا به گفته هاچيلد، اكنون بيشتر كارگران احساس اطمينان بيشترى نسبت به انجام وظيفه خود در محل كار دارند تا در خانه.
در يك پژوهش مشخص گرديد كه فقط ٥٩ درصد از كارگران احساس مى كنند «انجام وظيفه» آنها در خانه «خوب يا بسيار خوب» است، در حالى كه ٨٦ درصد، انجام وظيفه در محيط كار را چنين ارزيابى مىكنند.[٢] تحليل هاچيلد براى بسيارى از ما هالهاى از حقيقت را در بر دارد، نه به اين دليل كه معتقد باشيم محيط كار براى كارگران بسيار مطلوب است (يك سوم از همه كارگران در حال حاضر مستخدمانى هستند كه در معرض اخراج قرار دارند و شرايط كارى براى بسيارى از مردم واقعاً رو به وخامت است) بلكه به اين دليل كه والد بودن بسيار مشكل آفرين شده است. در
[١] -Ibid .,pp .٦٢ -٧٢ .
[٢]
- Arlie Russell Hochschild, The Time Bind: When Work Becomes Home and Home Becomes Work) New York: Metropolitan/ Holt, ٧٩٩١(, p. ٠٠٢.