جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢١١
كنند. هنگامى كه اين پدران حق ندارند حاضر باشند، به نظر عجيب مىآيد كه آنها را با واژه تحقيرآميز «غايب» مورد خطاب قرار دهيم.
واقعيت ديگرى كه از آن غفلت شده اين است كه آمارهاى مربوط به پرداختهاى حمايتى كودك، تماماً بر مبناى مصاحبه با مادرانى كه سرپرستى كودك را برعهده داشتند، به دست آمده بود و هيچ تلاشى براى انجام مصاحبه با پدر كودك صورت نگرفته بود. در حالى كه دلايلى وجود دارد كه مىتوان باور كرد در صورت انجام چنين مصاحبههايى، ممكن بود ارقام تغيير كند. در يك بررسى آزمايشى درباره پدران غايب كه در ميانه دهه ١٩٨٠ صورت گرفت و در واقع تنها مطالعه مرتبط با ديدگاههاى والدينى است كه حضانت را برعهده نداشتهاند، مشخص گرديد كه ميان آنچه پدران غيرسرپرست اظهار مىكردند، پرداختهاند و آنچه مادران سرپرست اظهار مىكردند، دريافت كردهاند؛ ٣٠ درصد ناهمخوانى وجود دارد. آخر، مادرانى كه از كمكهاى برنامه حمايت از كودكان نيازمند برخوردار مىشوند، انگيزه نيرومندى دارند كه درآمد خود را از آنچه هست كمتر گزارش كنند.
واقعيت ديگرى كه ارزش اشاره كردن را دارد، اين است كه بر مبناى پژوهشى كه در سال ١٩٩١ صورت گرفت، مادرانى كه حضانت برعهده آنها نيست، در مقايسه با پدران غيرسرپرست، سابقه بدترى در تبعيت از مقررات مربوط به حمايت مالى از كودك را دارند. «در ميان والدينى كه واجد شرايط دريافت كمك حمايت از كودك هستند، احتمال دريافت كمك از سوى پدران كمتر است؛ يعنى ٤٧ درصد پدران و ٢٧ درصد