جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٣٥
خصوص يا مردهاند يا شرور و بدجنس هستند. به ندرت مىتوان در سالهاى پايانى دهه ١٩٩٠ چهرهاى نيرومند و مؤثر از والدين در رسانههاى تصويرى آمريكا ديد.
تقابل دولت با والدين
نهادهاى سياسى نيز همانند رسانهها متخاصم هستند. در سالهاى اخير، دولت زير پاى والدينى را كه به بزرگ كردن فرزندان خود مشغول هستند، خالى كرده است. زيرا در فرهنگ سياسى ما، نه راست و نه چپ، كسى براى كار والدين ارزشى قايل نيست.
بسيارى از محافظهكاران[١] حاضر نيستند، بپذيرند كه برخى از ارزشهاى بازار آزاد، ارزشهاى خانوادگى را نابود مىكند. آنها نمىفهمند كه اگر بخواهيم شرايطى را فراهم كنيم كه والدين مورد حمايت قرار گيرند و كودكان پرورش يابند، لازم است تجارت آزاد را محدود نماييم. براى مثال، بازارى آزاد و بىمحدوديت به دليل اعمال فشار فراوان براى پايين بردن سطح دستمزدهاى كاركنان جوانى كه در حال بزرگ كردن فرزندان خود هستند، زندگى خانوادگى را سست مىكند و اين دقيقاً همان چيزى است كه در طول بيست سال گذشته اتفاق افتاده است.
[١] - محافظهكارى به منزله يك عقيده سياسى متمايز در قرن هيجدهم ميلادى و در برابر افكار افراطى برخاسته از روشنگرى اروپايى ظهور كرد. يكى از جنبههاى فكر محافظهكارى، نفى ايدئولوژى آشكار و ترجيح پراگماتيسم در مسائل سياسى است( فرهنگ واژگان سياسى، ديويد رابرتسون، چاپ لندن، ١٩٨٥)