جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٣٤
براى رفتن زياد به رستوران مك دونالد براى صرف صبحانه، برچسب كودك آزار مىخوردند.[١]
انگيزه قانوننويسانى كه اين قوانين را وضع كردند، بسيار متعالى بود؛ يعنى آنها در اشتياق خود به ريشه كن كردن بلاى كودك آزارى كه سدهها است كه به طور پنهان وجود دارد، بسيار پرشور عمل كردند. به گفته لورنس ايبر[٢] (روانشناس)، «ما آن را نفى كرديم و كرديم و هنگامى كه سرانجام آشكار گرديد نتوانستيم درد آن را تحمل كنيم». در نتيجه، «از دست به هيچ كارى نزدن، رسيديم به تلاش كردن براى انجام همه كار».
اكنون حتى كسانى كه در درون اين سيستم كار مىكنند، آشكارا منطقِ گشودن بىاندازه دروازههاى آن را زير سئوال مىبرند. بنابه گفته الى نيوبرگر[٣]، مدير مطالعات توسعه خانواده در مركز پزشكى بيمارستان كودكان در بوستون، «اگر كارشناسانى مانند من آنچه را كه اكنون مىدانيم در آن زمان مىدانستيم، هرگز به كنگره فشار نمىآورديم و مفاهيم كودك آزارى را به عنوان پايهاى براى وضع قوانين، وسيع نمىكرديم.»[٤] به رغم اين قضاوت بازنگرانه «قانون فدرال منع بدرفتارى با كودكان» به تصويب رسيد و راه را براى گزارشهاى اغراقآميز از موارد كودكآزارى بازكرد. در اواسط دهه ١٩٧٠؛ ٦٠٠٠٠ اتهام كودكآزارى در محاكم مطرح شد كه ٦٠ درصد آن به اثبات رسيد. امروز از ٣ ميليون اتهامى كه سالانه پرونده مىشود، تنها يك
[١] -
. Richard Wexler, Wounded Innocents: The Real Victims of the War Against Child Abuse) New York: Prometheus, ٠٩٩١(, p. ٧١.
[٢].Lawrence Aber
[٣].Eli Newbeger
[٤].Wexler ,Wounded Innocents ,p .٣٢ .