جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٤٣
خانواده اختصاص دهند؛ يعنى براى فرزندان در هنگام خواب قصه بخوانند، آنها را در انجام تكاليف درسى كمك كنند، هدايا را بستهبندى نمايند، در نشستهاى اوليا و مربيان شركت كنند و فعاليتهاى كليسايى داشته باشند. اما در دهه ١٩٧٠، وظايف غيرمنفعت طلبانهاى كه لازمه بزرگ كردن كودكان و ساختن جامعه بود، منسوخ شد زيرا جامعه آمريكا دستخوش تغييرات بزرگى شده بود. جنبشى آزادى بخش كه اغلب زنان را به پيروى از قالبهاى رقابتى مردان در بازار كار تشويق مىكرد و مجموعهاى جديد از فشارهاى اقتصادى كه به طور روزافزون مستلزم آن بود تا پدر و مادر هر دو در نيروى كار حقوقبگير قرارگيرند تا بتوانند سطح زندگى طبقه متوسط خود را حفظ كنند، سبب شد تا قالبهاى سنتى درهم بشكند.
البته، پيش از آنكه خيلى براى نقشهاى سنتى دلتنگ شويد، بايد يادآورى كنيم كه بار از خودگذشتگى كه بر دوش زنان خانهدار بود، اغلب بسيار طاقتفرسا بود. عدّه بسيارى تمام عمر خود را در خدمت به نيازهاى ديگران مىگذراندند. گيليگان بر اين باور است تغيير عمدهاى كه توسط فمينيسم ايجاد شد اين بود كه به زنان توانايى داد تا بپذيرند كه علاوه بر ديگران، عيبى ندارد كه از خود نيز مراقبت كنند.[١] جين آدامز، بهرغم آنكه نقشهاى سنتى زنان را مورد تأييد قرار مىداد، عقيده داشت كه زنان بايد متحمل تلاشى سخت براى يافتن هويت خود باشند.[٢]
[١] -
- Carol Gilligan, In a Different Voice: Psychological Theory and Womens Development) Cambridge Mass.: Harvard University Press, ٢٨٩١(, pp. ٩٤١, ٩٢١.
[٢]
- Jean Bethke Elshtain, Democracy on Trial) New York: Basic, ٥٩٩١(, p. ٩٢١.