جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٣٣
اما از نظر ليبرالها، نكته مورد منازعه درباره جنبش وفاداران به پيمان حاشيه فرهنگى آن است. اصولًا يك گروه چپگراى تأثيرگذار، مخالف هرگونه ايدهاى است كه ريشه در شور مذهبى داشته باشد و مخالف هر نظام اعتقادى است كه وفادارى خانوادگى را بيش و پيش از حقوق و آزاديهاى فردى مورد تأكيد قرار دهد.»[١]
فمينيستها ممكن است، بنا به دلايل قابل دركى، در گرايشهاى خود به شدت سكولار باشند. در نتيجه، براى جماعت مترقى بسيار دشوار است باور كنند خداوند مىتواند مهربان باشد، چه رسد به آنكه او را نيرويى الهامبخش در زندگى مردان و زنان به شمار آورند. اصولًا فمينستها علاقهاى به آن ندارند كه بيينند مردان در انديشهها و در روابطشان «خداگونهتر» شدهاند.[٢]
همچنين براى فمينستها دشوار است كه از مفاهيم حقوق فردى به مفاهيم همبستگى خانوادگى تغيير موضع دهند. فمينيسم بر حقوق برابر و بر فرصتهاى برابر تأكيد مىكند و بنابراين به آسانى مىتوان فهميد چگونه فردى كه بر به دست آوردن برابرى تاكيد دارد، ممكن است نقشهاى همسرى و مادرى را به جاى آن كه بخشى از راهحل بداند، بخشى از مشكل تلقى كند. پس از آغاز دهه ١٩٦٠ و انتشار كتاب راز و رمز زنانگى،[٣] اثر بتى
[١] -Jane Flax ,"
The Family in Contemporary Feminist Thought: A Critical Review,
"
in The Family in Political Thought, ed. Jean Bethke Elshtain) Amherst: University of Massachusetts Press, ٢٨٩١(.
[٢]
- Don S. Browning, Bonnie J. Miller- McLemore, Pamela D. Couture, K. Brynolf, and Robert M. Franklin, From Culture Wars to Common Ground) Louisville, Ky.: Westminster John Knox Press, ٧٩٩١(, pp. ٧٥١- ٠٩.
[٣] -The Feminine Mistique