جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٨٦
براى پايين آوردن دستمزدها» مىشود «بدون آنكه لازم باشد با نيروى كار ناخرسندى كه دستمزدهايشان تازه كاهش يافته، دستوپنجه نرم كنيم.»[١] در واقع، كارگرانِ داراى دستمزد بالا از شركتهاى عمده اخراج مىشوند تا با دستمزدى پايينتر، در ليست حقوق بگيران شركتهاى عرضه كننده كوچكتر جاى بگيرند.
رهبران سياسى اغلب به ما يادآور مىشوند كه به نسبت مشاغل از دست رفته در فاصله سالهاى ١٩٧٩ تا ١٩٩٥؛ ٢٣ ميليون شغل جديد به وسيله اقتصاد شكل گرفته است، اما اين حرف فايدهاى به حال قربانيان كوچك سازى ندارد. تعداد قابل توجهى از كارگران تعديل شده موفق به يافتن شغل جديد نمىشوند و اين در حالى است كه بسيارى از آنها سرانجام به شغل هايى كمدرآمدتر با مزاياى پايينتر بسنده مىكنند. آمار وزارت كار نشان مىدهد كه ١٢ درصد كارگران تعديل شده به طور كلى از نيروى كار بيرون رانده مىشوند، ١٧ درصد تا دو سال بيكار مىمانند و از ٧١ درصدى كه شغل جديد پيدا مىكنند، تنها ٣٧ درصد شغلى مىيابند كه به همان ميزان شغل قبلى يا بهتر از آن دستمزد دارد. يك مطالعه درباره ٢٠٠٠ كارگر اخراج شده توسط شركت آرجىآر نابيسكو[٢] نشان داد كه ٧٢ درصد آنها شغل جديد پيدا كرده بودند، اما دستمزدهايشان به طور ميانگين ٤٧ درصد مشاغل قبلى آنها بود.[٣]
[١] -Thurow ,The Future of Capitalism ,p .٧٢ .
[٢] -RJR Nabisco
[٣] -Thurow ,The Future of Capitalism ,p .٨٢ .