جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٢
تبعيضى بر مبناى نژاد، مذهب، جنس يا موقيت خانوادگى را منع مىكند، تبعيض عليه كودكان را مجاز مىداند.
در بطن اين دشمنى نسبت به كودكان منطقى نهفته است كه زاده سوداگرى است. مسئولان يانگ تاون مىگويند براى اينكه مجبور نباشند، مدرسه ايجاد كنند، به كودكان مجوز اقامت نمىدهند زيرا ايجاد مدرسه باعث افزايش ماليات ساكنان مىشود و مقامات منتخب ميل دارند به اين وضعيت ادامه دهند، زيرا بازنشستگان دهها ميليون دلار در آريزونا خرج مىكنند. جيسون موريس[١] (وكيل دادگسترى) مىگويد: «اين بخش بزرگى از اقتصاد ما است و افراد زيادى حق مسلم خود مىدانند كه مطمئن شوند اين مقررات سنى رعايت مىشود.»
برخى از اعضاى اين مجتمعها ممنوعيت حضور كودكان را مسئله آزادى انتخاب و حق فردى قلمداد مىكنند. در واقع، اين حق با شيوههاى يك حكومت پليسى اعمال مىشود. در دفاتر شهرك يانگ تاون فرمى موجود است تا هر يك از ساكنان آن بتوانند عليه همسايگانى كه به طور غيرقانونى كودكى را اسكان دادهاند، شكايت كنند.
تلاش براى اخراج چاز و دِزِراى نشان مىدهد كه قوانين و سياستهاى ما تا چه اندازه عملكرد خانوادگى را تضعيف مىكند. عجيب است كه ساكنان اين مجتمع بازنشستگى نمىفهمند كه بايد از پدربزرگها و مادربزرگهاى مهربان و تلاش آنان براى مراقبت از نوههايشان حمايت كنند. اين كار علاوه بر آنكه درست است، عقلانى نيز هست. اگر به چاز و دِزِراى اجازه داده شود،
[١] -.Jason Morris