جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٩٧
خشونت حركت مىكند.
بايد اشاره كرد كه دستكم برخى از ناپدرىها كار بزرگى در مورد فرزندان ناتنى خود مىكنند و اين مردان شايسته تحسين و احترام هستند. اما نكته ژرفتر اين است كه در مجموع، پدران واقعى بهتر عمل مىكنند. عشق پدرانه چيزى نيست كه بتوان به آسانى آن را مشابهسازى كرد.
خشونت و بدرفتارى به وجود آمده در اثر غيبت پدر به خوبى به آن سوى خانه گسترش مىيابد و احتمال بزهكارى را در سراسر جامعه افزايش مىدهد. براى مثال، بزهكارى نوجوانان بيشتر توسط كسانى صورت مىگيرد كه در خانوارهاى مجرد مادر و در ديگر خانوارهايى كه پدر در آن حاضر نيست، زندگى مىكنند. ٧٢ درصد قاتلان جوان و ٧٠ درصد زندانيان درازمدت از خانههاى بدون پدر هستند.[١]
شواهد بسيارى حاكى از اين واقعيت است كه پدران در حفظ پسران خود در مسير درست و قانونى، نقش سرنوشتسازى دارند. وجود آنها براى حفظ اقتدار و انضباط مهم است. حتى مهمتر از همه، وجود آنها براى كمك به پسرانشان براى ارتقاى خويشتندارى و احساس همدردى نسبت به ديگران؛ يعنى ويژگيهاى شخصيتى كه جوانان خشن آن را ندارند، ضرورى است. سناتور دانيل پاتريك موينيهان، در كتاب خود با نام «خانواده و كشور»، درس درستى را از تاريخ آمريكا گوشزد مىكند: «جامعهاى كه اجازهدهد شمار بسيارى از مردان جوان در خانوادههاى درهم شكسته
[١] -
- Dewey Cornel et al.," Characteristics of Adolescents Charged With Homicide," Behavioral Sciences and the Law ٥) ٧٨٩١(: ١١- ٣٢.