جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٩
يا حفاظت از انرژىهاى والدين را مشكل مىيابند، ليبرالها از اساس قابل انتقاد هستند. يك بخش مهم از تفكر ليبرالى عميقاً از نقش و عملكرد والدينى بيزار است. دستكم گروهى از چپگرايان، ازدواج يا فرزند را خوش ندارند. از نظر آنها، حجم وسيع انرژى معطوف به ديگران كه جذب خانواده مىشود، مانعى بر سر راه آزادى انتخاب و در نهايت خودباورى است. اين امر بهويژه در مورد زنان صدق مىكند و به همين دليل است كه فمينيستهاى راديكال مادرى را به منزله توطئهاى مىبينند كه براى عدم تحقق حقوق برابر و فريب دادن زنان به بازگشت به نقشهاى فرودستانه و پست در درون خانواده طراحى شده است.
فردگرايى خشن البته يك رويكرد مشخص از ليبراليسم آمريكايى است. حقوق فردى محور خويشتن شناسى ما به عنوان يك ملت است. ترس عميق از آنكه مبادا دولت بيش از اندازه در شكل دادن به شخصيت اخلاقى شهروندان خود دخالت كند، زمينهساز ايجاد اين سنت غنى شده است. حقوق فردى همچنين نسبت به هر گونه تحميل قاهران ارزشهاى مذهبى يا اخلاقى هشدار مىدهد.
اما ليبراليسم ممكن است بيش از اندازه پيشروى كند. همان طور كه مايكل لِريز اشاره كرده است، «بيش از اندازه تقدس قائل شدن براى آزادى انتخاب به عنوان بالاترين هدف ما در زندگى» مىتواند به آسانى به خودپرستى و مادىگرايى تغيير شكل دهد.[١] اين امر همچنين مىتواند به
[١] -
. Michael Lerner, The Politics of Meaning: Restoring Hope and Possibility in an Age of Cynicism) Reading, Mass.: Addison- Wesley, ٦٩٩١(, p. ٣٩.