جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٠٣
به نظر مىرسد نكته اساسى اين باشد كه پدرى كردن اهميت فراوانى داشته باشد، و هنگامى كه پدران از گردونه خارج شوند، پيامدهاى غيرمستقيم جدى در سراسر كشور احساس خواهد شد. تضعيف پيوند ميان پدر و فرزند، سبب تخريب كودكان و ركود مردان مىشود و سرمايه اجتماعى ما را به طور جدى مىفرسايد. اشتباه نشود، نبود پدر بسيار فراتر از يك رنج و اندوه شخصى است. اين امر، زخمى باز و چركين به وجود مىآورد كه به تدريج قواى تمام كشور را تضعيف مىكند.
چالش بزرگ اين است كه بدانيم اين وضعيت چگونه و چرا به وجود آمده است. ما اكنون دادهها را مىدانيم و درك مىكنيم كه به نسبت گذشته، شمار پدران دلبسته به فرزند كمتر شده است. اما اين روند بر روى سنگ حك نشده است. ما درباره يك گشتاور تكاملى اجتنابناپذير صحبت نمىكنيم. در سالهاى اخير، پدران در برابر موج عظيمى از افكار انتقادى و اعمال تنبيهى قرار داشتهاند. دهه گذشته شاهد جنگى نظاممند عليه والدين بوده و نبردهايى كه عليه پدران صورت گرفته، بسيار زشت و كينهتوزانه بوده است.
تحقير شدن در محيط كار
در جبهه اقتصادى، اين داستان بسيار روشن است. همانگونه كه پيشتر ديديم، مرادن با بدتر شدن همه جانبه شرايط استخدام رو به رو هستند. در ٢٥ سال گذشته دستمزدها به طور چشمگيرى كاهش پيدا كرده و نرخ اين كاهش براى مردان سريعتر از زنان بوده است. در واقع، تا آغاز دهه ١٩٩٠