جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٨٥
فصل ششم: ناتوان كردن پدران
در پايان دهه ١٩٩٠ ميليونها كودك آمريكايى با غيبت پدر و با نياز شديد به پدر كه وضعيتى دردآور در زندگى كودكى آنها است، به سرمىبرند. در واقع، اشتياق شديد به داشتن پدر مىتواند به اندازهاى شديد و ژرف باشد كه بسيارى از كودكان به ويژه پسر بچهها، به هر چيزى كه بتوانند به جاى آن به دست آورند، متوسل مىشوند.
مسئله پدرى
تا چندى پيش، پدران همواره عنصرى اساسى در خانواده به شمار مىرفتند. به گفته ديويد بلانكن هورن كه يك تحليلگر اجتماعى است «در پايان سده بيستم، خانواده فاقد پدر در ايالات متحده، نشان از انحرافى اساسى از تقريباً تمام تاريخ و تجربيات بشر دارد.»[١] در گذر زمان و در ميان فرهنگها، پدران از طريق ارتباط با فرزندانشان هويت مىيافته و ترغيب مىشدهاند نقش چشمگيرى در بارآوردن آنان ايفا كنند.
جوامع همواره به دنبال آن بودهاند كه چگونه يك كودك به خصوص
[١] -
- David Blankenhorn, Fatherless America) New York: Basic, ٥٩٩١(, p. ٩٤.