جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٠٩
مزاياى نقدى ارائه شده به مادران ازدواج نكرده بيشتر باشد، احتمال ازدواج آنها پس از بدنيا آوردن فرزندشان كمتر مىشود. به علاوه، احتمال باقى ماندن در فقر براى مادران مجردى كه بعداً ازدواج مىكنند، به شكل قابل ملاحظهاى بيش از آنهايى است كه ازدواج نمىكنند. به اين ترتيب، همچنان كه مزاياى رفاهى نقدى براى يك مادر ازدواج نكرده افزايش مىيابد، شانس ازدواج او كم مىشود و اين امر به نوبه خود اين احتمال را كه او از فقر يا از تسهيلات رفاهى خارج شود، كاهش مىدهد.[١]
در يك مورد مىتوان مطمئن بود و آن اينكه تسهيلات رفاهى با تشويقِ به وجود آمدن كودكان نامشروع و بازداشتن از ازدواج، پديده بىپدرى را در ميان خانوادههاى فقير رواج داده است. در واقع، در اواسط دهه ١٩٩٠؛ ٩٠ درصد از تمام خانوادههايى كه مزاياى نقدى دريافت مىكردند، فاقد پدرى بودند كه در خانه زندگى كند.
در چند سال گذشته، سياستهاى عمومى ما، با شيطان صفت جلوه دادن پدرانِ بىخاصيت (پدرانى كه از فرزند خود حمايت مالى نمىكنند)، تعصب ضدپدرانه خود را به روشنترين صورت نشان داده است. نشستهاى سياسى سال ١٩٩٦ بدگويى از اين «پدران بىخاصيت»، ابراز احساسات پرشور مخاطبان از حزب جمهوريخواه و حزب دموكرات را به يك اندازه برانگيخت. رئيسجمهور كلينتون، در جريان مبارزات انتخاباتى خود، به طور مكرر قول مىداد سرسختانهترين حمايت از كودكان را كه
[١] -
- Jodi R. Sandfort and Martha S. Hill," Assisting Young, Unmarried Mothers to Become Self- Sufficient: The Effects of Different Types of Economic Support," Journal of Marriage and the Family ٨٥) May ٦٩٩١(: ١١٣- ٦٢.