جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١١٧
درآمد، يارانه مسكن و براى جوانان كم درآمدِ با استعداد، تحصيلات عاليه رايگان فراهم نمايد. آمريكا، بيش از هر كشور ثروتمند ديگر، انتظار دارد كه والدين مسئوليت تمام هزينههاى فرزند را از زمان تولد تا دانشگاه برعهده بگيرند و بيش از هر كشور ثروتمند ديگرى شاهد غفلت عميق و نظاميافته كودكان است. اين دو پديده به روشنى با يكديگر ارتباط دارند. در روزگارى كه سوداگرى، بازار بسيار ارجمندى است، تأكيد صِرف بر حس نوع دوستىِ والدين براى پذيرش مسئوليت هزينههاى فرزندان براى كشور، مخاطرهآميز و براى كودك ستمگرانه است.
نظريهپردازان چپگرا نيز ممكن است به همين اندازه نسبت به رفاه خانواده سهلانگار باشند. درست است كه ليبرالها طلايهدار مجموعهاى از برنامههاى دولتى بودهاند كه سبب بهبود زندگى كودكان فقير شده است، اما اين نيز صحت دارد كه تأكيد بيش از اندازه آنان بر حقوق فردى، همواره رفاه والدين و كودكان هر دو را، ناديده گرفته است. حق انتخاب بىاندازه و آزادى وسيع مانعى بر سر راه انرژى نوع دوستانه و معطوف به ديگران است؛ يعنى همان چيزى كه جوهره اصلى والدگرى است. آزادسازى اخير قوانين طلاق شاهدى بر اين مدعا است.
در سال ١٩٧٠، كاليفرنيا نخستين قانون طلاق «بدون تقصير»[١] را تصويب كرد و در مدت پانزده سال پس از آن، چهل ايالت ديگر از آن تبعيت كردند. قوانين جديد چهارچوب دير پاى مقصر بودن و مظلوم بودن را
[١] -.No -fault divorce