جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٧١
دستمزدها وارد مىكند، ندارند. اما يك چيز مسلم است و آن اينكه براى والدين بسيار دشوار است كه بر مجموعهاى از مشكلات كه آنها را نمىبينند، غلبه كنند. هنگامى كه مادران و پدران قادر به شناسايى فشارهاى بيرونى نباشند، تمايل به اين پيدا مىكنند كه يكديگر را سرزنش كنند و اين امر اغلب سبب تضعيف خانواده از درون مىگردد.[١]
مرى پايفر (روانشناس) با استفاده از مثال اسب تروا، از اين سخن مىگويد كه چگونه درمانگران در برخى از مواقع به فرآيند انفجار از درون كمك مىكنند.
«در روزگاران گذشته، يونانىها به ديوارهاى تروا، دولت شهرى كه با آن در نبرد بودند، ضربه وارد مىكردند. ديوارهاى اطراف شهر مستحكم بود و محاصره آن توسط يونانيان كارساز نبود. آذوقه كافى براى جلوگيرى از قحطى وارد شهر مىشد. سرانجام يونانىها اسب بزرگى ساختند و درون آن را پر از سرباز كردند و آن را به عنوان هديه براى اهالى تروا در بيرون شهر رها كردند. سپس در تپههاى اطراف پنهان شدند تا ببينند چه اتفاقى مىافتد. يك روز صبح اهالى تروا بيدار شدند و ديدند كه يونانىها رفتهاند و اسب غولآسايى را بيرون از دروازههاى شهر باقى گذاشتهاند. آنها اسب را به داخل شهر كشاندند و يك روز تمام جشن گرفتند. آن شب، وقتى همه اهالى تروا خوابيدند، يونانىها از درون شكم اسب بيرون آمدند و دروازههاى شهر را به روى ديگر سربازان باز كردند و شهر را از درون
[١] -
- Mary Pipher, The Shelter of Each Other: Rebuilding Our Families) New York: Grosset/ Putnam, ٦٩٩١(, p. ٦٧.