جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٤٠
است. در حال حاضر انگيزه بوروكراتيك عظيمى براى بيشتر كردن تعداد كودكان در مراكز نگهدارى و نگهداشتن هر چه طولانىتر آنها در اين مراكز وجود دارد. كونا كريگ، از مؤسسه كودكان[١]، اعتقاد دارد نگهدارى طولانى مدت، سرنوشت شوم صدها هزار كودك به دليل انگيزههاى انحرافآميز مالى بوده است. او مىگويد «سيستم بودجهبندى» انگيزههايى را در اختيار ديوانسالارى رفاه قرار مىدهد تا حتى كودكانى را كه امكان به فرزندى پذيرفته شدن دارند، تحت سرپرستى دولت قرار دهد.»[٢]
اين واقعيتهاى زشت نشان مىدهد كه تلاش براى خريدارى عشق و محبت والدينى از بازار، چه خطراتى در ذات خود دارد. به نظر مىرسد همين كه اجازه دهيم انگيزه سودجويى جاى عشق را بگيرد، همين كه كسى قراردادى را امضا كند تا از كودكى به خاطر پول نگهدارى كند نه به دليل آنكه به آن كودك عشق مىورزد، كودك تبديل به يك كالا مىشود و امر خطير والدگرى نابود مىشود. پول نمىتواند تأمين كننده مراقبت درازمدت و مسئولانه از كودك باشد.
نارسايىهاى سيستم نگهدارى از كودكان، موضوع بهشدت مشكلآفرين ديگرى را نيز دقيقاً مشخص مىكند. چرا هنگامى كه بحث خلع يد از والدين به ميان مىآيد، اينقدر دست و دل باز مىشويم، اما وقتى پاى حمايت از آنها در ميان است، اينقدر خسّت به خرج مىدهيم؟ جالب است بدانيم كه سرپرست جايگزين يك كودك، به طور متوسط، يك سوم
[١] -.Institute of Children
[٢].Mack ,The Assault on Parenthood ,p .٢٧ .