جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٠٨
ياد شده را، به ميزان بالاترى، جذب كنند.
چيزى كه وضع را بدتر مىكرد آن بود كه در دهههاى ١٩٥٠ و ١٩٦٠، چندين ايالت تصميم گرفتند، دريافتكنندگان غيرِ واجد شرايط اين كمكها را سركوب كنند؛ مأموران دولتى اعلام مىكردند كه به هجومهاى نيمه شبانه اقدام مىكنند تا مطمئن شوند پدران واقعاً مادران را ترك كردهاند و هيچ «مردى در خانه» نيست.[١] اگر مردى در محوطه خانه پيدا مىشد، مادر كمكهاى ياد شده را از دست مىداد. نتيجه اين هجومها آن بود كه پدران از زندگى با خانواده خود بيش از پيش مأيوس گرديدند.
در سال ١٩٨٨، برنامه كمك به كودكان نيازمند سرانجام وسيعتر شد تا به خانوادههاى دوسرپرستى كه نانآور اصلى آن، چه پدر چه مادر، بيكار بود، كمك نمايد. اما مزاياى اين برنامه جديد در بيشتر ايالتها محدود به شش ماه مىشد.
با در نظر گرفتن اين تاريخچه، جاى شگفتى نيست كه در بسيارى از پژوهشهاى جديد ميان تسهيلات رفاهى و نرخ بالاى كودكان نامشروع، نرخ پايين ازدواج و فقر درازمدت رابطه معنادارى يافت مىشود. واينگاردن برآورد مىكند كه درست نيمى از افزايش كودكان نامشروع در ميان سياهان را مىتوان به پيامدهاى برنامههاى رفاهى نسبت داد.[٢] همچنين جودى سندفورت و مارتا هيل، از دانشگاه ميشيگان، ثابت كردهاند كه هر چه
[١] -
- Diana DiNitto, Social Welfare: Politics and Public Policy) New York: Allyn Bacon, ٥٩٩١(, pp. ٩٦١- ٠٧.
[٢]
- C. R. Winegarden," AFDC and Illegitimacy Rates: A Vector- Autoregressive Model," Applied Economics ٠٢
) ٨٨٩١(: ٩٨٥١- ١٠٦١.