جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٤
خصوصى خانوادگى نمىشد و از ارزشهاى خانواده پشتيبانى مىكرد.
سيلويا آن هيولت: «به ياد دارم كه رسانهها در زمان كودكى من بسيار كمتر از آنچه اكنون كودكان من با آن روبهرو هستند، به زندگى من هجوم مىآوردند. براى مثال، والدين من زمانى تلويزيون خريدند كه من چهارده ساله بودم و پس از آن هم مقررات سخنى براى استفاده از آن اعمال مىكردند.»
زندگى خانوادگى در دهه ١٩٥٠ تقريباً به طور كامل فاقد اين بمباران گوشخراش رسانهاى كه ما امروزه به آن عادت كردهايم، بود. در آن زمان چيزهايى مانند تلويزيون ماهوارهاى، تالك شوهاى[١] بىارزش، فيلمهاى سينمايى خشن، آگهىهاى لباس زير و ... وجود نداشت. در آن زمان، خانوادهها بيش از آنكه پول داشته باشند، وقت داشتند و در نتيجه بسيار كمتر از دوران حاضر تمايل داشتند مسائل مربوط به كودكان خود را به يك متخصص واگذارند؛ خواه اين متخصص يك درمانگر باشد خواه يك مدرس يا يك مربى ورزشى. هر دوى ما دوران كودكى خود را تجربهاى هشياركننده مىدانيم. تضاد شديدى كه ميان زندگى والدين ما و زندگى بزرگسالى ما- كه مستلزم تلاش بسيار براى متوازن كردن خانواده در برابر انبوهى از انتظارات رقابتآميز است- وجود دارد، ما را شگفت زده مىكند. اولويتهاى پدران و مادران ما، از همه جهت خالصانه و صادقانه بود و به
[١] -talk show
گفتگوهاى تلويزيونى كه در آن افراد حرفها و دردلهاى خودمانىشان را در برابر بينندگان مطرح مىكنند.