جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٥٨
جوانان اظهار مىكنند كه بارها به خودكشى فكر كردهاند.»[١] از سال ١٩٧١ شمار نوجوانان پذيرفته شده در بيمارستانهاى روانى بخش خصوصى پانزده برابر شده است. متخصصان امر، اين روند هشدار دهنده را به مجموعهاى از فشارها مانند طلاق و غيبت پدران و روزهاى طولانى كار آنان، نسبت مىدهند كه سبب شده بسيارى از والدين در تأمين حمايتهاى مستدام براى فرزندان خود دچار مشكل شوند. فشار بر مادران مجرد مخصوصاً خيلى شديد است. در واقع، در بسيارى از موارد فشار به قدرى شديد است كه امر سرپرستى از كودك به كلى از هم مىپاشد.
از اين بررسى مختصر، يك موضوع كاملًا روشن مىشود و آن اينكه نه تنها كودكان آمريكايى موفق به رشد و پيشرفت نمىشوند، بلكه در چند مورد حساس، وضعيت و شرايط زندگى آنان دائماً رو به وخامت مىرود. در مجموع، كودكان امروز به نسبت كودكان سى، بيست يا حتى پنج سال گذشته، زندگى پر خطرتر و فقرزدهترى را دنبال مىكنند. آنها همچنين امكان موفقيت تحصيلى كمترى دارند و بيشتر در معرض تجربه موادمخدر هستند. بسيارى از آنها دچار افسردگى و به طور جدى درصدد آسيب رساندن به خود هستند. بسيار دردآور است كه بدانيم كودكان آمريكايى به نسبت كودكان ديگر كشورهاى پيشرفته صنعتى جهان، در معرض مخاطرات شديدترى هستند. اگر چه ايالات متحده دومين كشور جهان از نظر درآمد سرانه است، در هيچ يك از شاخصهاى چشمگير رفاه كودكان،
[١] -Carnegie ,Great Transitions ,p .٠١ .