جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٩٣
بلندمدتى همچون احساس فريب خوردگى، طرد شدگى، خشم، گناه و رنج مىگردد. براى مثال، جوديت والرستاين[١] در پژوهش خود درباره عوارض درازمدت طلاق نشان داده است كه كودكان در سايه طلاق تا چه اندازه در حسرت ديدار پدران خود بهسر مى برند و اين حسرت در دوران نوجوانى چگونه از نو شدت مىگيرد.
براى دختران، سالهاى اوج اين احساسات سرآغاز نوجوانى؛ يعنى دوازده تا پانزده سالگى است؛ براى پسران، نياز به پدر تا حدى ديرتر، در شانزده تا هيجده سالگى به اوج خود مىرسد. به نظر مىرسد حسرت پدر در ميان پسران به ويژه بسيار عميق و رنجآور باشد. بنا به گفته آلفرد مِسِر،[٢] روانپزشك، اشتياق داشتن پدر در ميان پسران بسيار زياد است و مىتواند به افسردگى و حتى خودكشى بينجامد.
البته درباره اين اصل كلى كه پدران ارزشمند هستند و داشتن دو والد بهتر از يك والد است، استثناهايى نيز وجود دارد. همه ما خانوادههاى دو والدى را مىشناسيم كه محيط آنها يك دوزخ است و مطمئناً يك مادرِ تنها يا يك پدر كه متعهد به تأمين رفاه و سعادت فرزند خود باشند، مىتوانند او را به خوبى بزرگ كنند.
در مجموع، كودكانى كه درخانوادههاى تك والد زندگى مىكنند (كه تقريباً همواره مادر، تنها سرپرست خانه است) بيشتر از كودكانى كه با دو والد زندگى مىكنند، در معرض خطر قرار دارند. واقعيتهاى زير را در نظر بگيريد:
[١] -Judith Wallerstein
[٢] -Alfred Messer