جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٠٤
واقعيتهاى تلخ را ناديده گرفت.
بخش ديگرى از اين پنهان كارى، تلاش كارى شگفتانگيز زنان است. در سالهاى اخير شمار بسيارى از همسران و مادران وارد بازار كار با دستمزد شدهاند تا استانداردهاى زندگى خانوادگى را بالا ببرند؛ درصد مادران شاغلى كه فرزندان شش تا هفده ساله دارند از ٥٥ درصد در سال ١٩٧٥ به ٧٧ درصد در سال ١٩٩٦ رسيده است.[١] اين زنان، در بسيارى از جنبهها، قهرمانان ناستوده عصر ما هستند كه معمولًا پنجاه هفته در سال در دو شغل كار مىكنند، به گونهاى كه قابل مقايسه با هيچ زن ديگرى در جهان ثروتمندان نيست. آنها عزيزان خود را نجات دادهاند و سطح درآمد خانواده را، در شرايطى كه دستمزد مردان كاهش شديدى يافته، حفظ كردهاند. اما اين شير اطمينان نيز در حال بسته شدن است.
در آينده، زنان نيز نخواهند توانست كاهش دستمزد شوهران خود را جبران كنند. اكنون نيز بسيارى از زنان (همسران) به طور تمام وقت كار مىكنند و ظرفيت اندكى براى اضافهكارى برايشان باقى مانده است. به علاوه، نرخ دستمزد زنان نيز شروع به سقوط كرده است و اين امر ميزان اضافه كارى را مىكاهد. اين هر دو عامل سبب مىشود كه احتمالًا از اين به بعد، همچنان كه حربه اضافهكارى زنان كمرنگتر مىشود، كاهش درآمد مردان به معناى كاهش درآمد خانواده باشد. به عبارت ديگر، در آينده نمىتوان روى نژاد و جنسيت به منزله پوششى براى مخفى كردن اندازه و
[١] -
- Steve Haugen, economist, Bureau of Labor Statistics, interview, Dec. ٤, ٧٩٩١.