جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٢٠
او توانست به من ثابت كند كه معيارهاى خداوند بايد محور زندگى من باشد، نه معيارهاى پيشپاافتاده دنيايى. حس همبستگى قوى در اين سازمان خيلى جالب بود و به من كمك كرد تا بدانم در دورانى خيانتآميز چگونه بايد مردى سياهپوست باشم. همبستگى و هميارى در اين سازمان بسيار عميق است. راهپيمايى يك ميليون مرد را در نظر بگيريد. با هيچ چيز ديگر قابل مقايسه نبود؛ يكى از شادترين روزهاى زندگى من بود. تأثير ديدارى آن باور نكردنى بود. اصولًا چشم به ديدن آن عادت ندارد. صفوف طولانى مردان كه تا دور دستها امتداد داشت، نمىتوانستم اين واقعيت را باور كنم، بهويژه هنگامى كه داخل جمعيت شدم و متوجه شدم كه اين مردان چگونه با يكديگر برخورد مىكنند. آنها با اينكه حتى يكديگر را نمىشناختند، به هم لبخند مىزدند و يكديگر را در آغوش مىگرفتند. اين امر موجب شد به چيزى كه ما به آن عادت داريم فكر كنم؛ يعنى به نفرت و خشونت وحشيانه ميان ما مردان سياهپوست.
آنچه من به طور عمده در اين تجمع ديدم اين بود كه مردان سياهپوست مىكوشيدند، معيارهاى متفاوتى را براى خود داشته باشند؛ معيارهايى والاتر. مردان سياهپوستى كه بهتازگى مايل شده بودند خود را در برابر خداوند، و همسر و فرزندان پاسخگو بدانند. اين معنى «امت اسلام» در نظر من است.
كورنل وست: اين تظاهرات، باشكوه بود. هيچ گاه فراموش نمىكنم كه در جايگاه ايستاده بودم و به اين رودخانه خروشان و سياه (سياهپوستان) مىنگريستم. زخمهايى كه اين مردان در روح خود تحمل مىكردند، در چهرههايشان نمايان بود. مردانى كه صورتهاى خود را بالا گرفته بودند و در