جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٩٩
متأسفانه، ساختار خانوادگى شكننده ما به طور روزافزون سبب به مخاطره افتادن شكوفايى عظيم انرژى سازندهاى مىشود كه بسيارى از مردان، هنگامى كه پدرى مهروز و دلبسته فرزند شوند، آن را تجربه مىكنند. در آمريكاى مدرن، بسيارى از مردان بايد با اين واقعيت سركنند كه فرزندانشان در خانه مرد ديگرى بزرگ مىشوند. نرخ صعودى طلاق و كودكان نامشروع به اين معنا است كه نزديك به نيمى از پدران ارتباط خود را با فرزندانشان از دست مىدهند و اين امر خلاء عاطفى ژرفى را در روح مردان بر جاى گذاشته است. اين خلاء سبب احساس بىارزش بودن مىشود و مىتواند سر منشاء رفتارهاى ضد اجتماعى گردد. به رغم وجود حجم زيادى از پژوهشها درباره اثرات سوء فقدان پدر بر كودكان، جامعه كارشناسى به اين موضوع كه نبود كودك چه تأثيرى بر پدران مىگذارد، چندان توجهى نكرده است. جاى تعجب نيست كه رنج و غم بزرگسالان اغلب انعكاس دهنده اندوه كودكان است.
جنبش احقاق حقوق پدران پر است از پدران سرخوردهاى كه مشتاق ديدن فرزندان خود هستند. شمار بسيارى از آنها از همسر خود جدا شده و به دور از فرزندانشان زندگى مىكنند و دستكم همانگونه كه مىگويند، بسيارى از آنها هرگز نمىخواستهاند، همسر خود را طلاق دهند بلكه همسرانِ اين مردان از آنها طلاق گرفتهاند و اين امر سبب شده كه آنها خانواده، خانه و بخش زيادى از درآمد خود را از دست بدهند. بسيارى از آنها احساس خسران جبرانناپذيرى دارند و خشم و برآشفتگى آنها بهويژه وقتى شديدتر مىشود كه «آنچه برايشان بيش از همه اهميت دارد؛ يعنى