جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٧٣
مهلت بدهيد. البته يك ساعت ديگر هم بايد خانه را به مقصد شغل دوم خود كه با مترو يك ساعت راه است، ترك كنم.»
محور مشكلات ويكى، تلاش او براى كسب پول كافى براى مراقبت از فرزندان خود است. درآمد كار روزانه او براى تأمين هزينههاى اوليه زندگى خود و سه فرزندش كافى نيست، به همين علت سال گذشته تصميم گرفت شغل دومى اختيار كند.
همسر اول ويكى و پدر دو فرزند بزرگترش در سى سالگى در يك تيراندازى كشته شد. پدر فرزند سوم او نيز شغل خود را از دست داده است و ديگر كمتر به آنها سر مىزند.
روزى كه با ويكى مصاحبه مىكرديم بهشدت نگران بود. جاسمين دختر چهارده ساله او سه روز بود كه به خانه نيامده بود. ويكى مىدانست كه او روابط بسيار نزديكى با يك مرد بيستويك ساله پيدا كرده است. او مىگويد: «گمان مىكنم غيبت من از خانه در شب، باعث شده است كه او به راحتى بتواند بيرون از خانه بماند ... مىدانم چه به سر نوجوانانى كه از آنها غفلت مىشود، خواهد آمد. من روزى ١٩ ساعت با چنين افرادى سروكار دارم. در واقع، مجبور بودن من به كارى طولانى و طاقتفرسا، سبب تباهى فرزندان خودم مىشود.»[١]
دستمزدهاى روبه كاهش و طولانىتر شدن ساعات كارى هفتگى، بيكارى و ناامنى رو به افزايش، همه و همه، نشانههاى روزگار ما هستند. در
[١] - مصاحبه با والدين، كار گروه توانمندسازى والدين، ١٤ اكتبر ١٩٩٧، در سراسر كتاب براى كسانى كه در مصاحبهها شركت كردهاند از اسامى مستعار استفاده شده است.