جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٤٨
ديدگاهى را به نمايش مىگذارند كه به شدت مسئولانه است. آنها هيچ ميلى به اين ندارند كه كودكان را از سر خود باز كنند؛ به عكس، بهشدت تلاش مىكنند عرصه و عملكرد خود را باز پس بگيرند. آنها، بدون آنكه لزوماً نظريه يا واژه هاى تخصصى را بدانند، مىفهمند كه پيوند والد و فرزند با ارزش است و امروزه به صورتى جدى و بىسابقه در معرض مخاطره قرار گرفته است. آنها همچنين تشخيص مىدهند كه اگر قرار است تلاش و انرژى مضاعفى صرف كنند، نيازمند كمك معنادارى هستند. آنها مىدانند تا چه حد تحت فشار هستند و آماده دريافت انواع جديدى از كمكهاى بيرونى هستند.
به علاوه، والدين يك نوع عملگرايى از خود نشان مىدهند كه به مشكلشان بسيار كمك مىكند. آنها نمىخواهند به كره ماه بروند، اما مىخواهند در پايان دهه ١٩٩٠ دريافتى حساب شدهاى داشته باشند. براى مثال، آنها تشخيص مىدهند كه افزايش يارانه براى والدين از طريق مقررات مالياتى قابل قبولتر از آن است كه گزينههاى ديگر و مداخله جويانهترى را بهوجود آوريم كه موجب دخالت وسيعتر دولت در زندگى خانوادگى شود.
يك همصدايى در حال ظهور
اما شايد مثبتترين بخش خبرهايى كه در اين يافتههاى جديد به چشم مىخورد، ميزان وحدت و همفكرى وسيعى بود كه ميان والدين وجود داشت. اگر والدين با سطوح متفاوت درآمد متعارف و تقسيمات مردمشناسى مختلف بتوانند پشت يك دستور كار مشترك گرد هم آيند كه