جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٧٢
مىكنيم دو اقدام ديگر نيز در اين زمينه به عمل آيد. تعميم بيمه به تمام كودكان بيمه نشده و تعميم آنها به نحوى كه والدين را نيز شامل شود. روشن است كه در بسيارى از خانوادههاى هدف، نه والدين و نه كودكان، از مزاياى درمانى استفاده نمىكنند. جدا كردن سرنوشت كودكان از سرنوشت والدين معنا ندارد. زيرا آينده كودكان در گرو سلامت و رفاه والدين آنها است.
جوامع عارى از مواد مخدر: مصرف مواد مخدر غيرمجاز، الكل و سيگار در فاصله سالهاى ١٩٩٢ تا ١٩٩٥ به طور چشمگيرى افزيش يافت. براى مثال، مصرف مارى جوانا توسط دانشآموزان دبيرستانى در اين دوره زمانى ٦٣ درصد افزايش يافت. در سال ١٩٩٦، نرخ استفاده از دخانيات در ميان نوجوانان بالاترين ميزان را در ١٦ سال قبل از آن داشت.[١] براى مقابله با اين روند مخرب، چند پيشنهاد ارائه مىشود:
نخست آنكه طولانىتر شدن ساعات مدرسه و انعطافپذيرتر شدن زمان كارى والدين بايد بخشى جدا نشدنى از سياست بازدارى از مواد مخدر باشد، زيرا صِرف حضور فيزيكى يكى از والدين در خانه، پس از مدرسه، مصرف مواد مخدر ميان نوجوانان را به طرز چشمگيرى كاهش مى دهد.
دوم آنكه والدين بايد درخواست كنند مدارسى كه فرزندانشان را به آنجا مىسپارند، عارى از مواد مخدر باشد. براى بسيارى از كودكان، «مدارس فروشگاهى براى عرضه انواع و اقسام مواد، مانند سيگار، الكل،
[١] -
- National Survey Results on Drug Use from the Monitoring the Future Study, ٥٧٩١- ٦٩٩١.