جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٤٢
خانه روى آورند. او به خانه به عنوان «مركز اصلى تمدن» مىنگريست.[١]
در سالهاى اخير، كارول گيليگان (روانشناس) تمايزى ميان عقايد زنان و مردان قايل شده است. او در كتاب سال ١٩٨٢ خود با نام با صدايى متفاوت كه بسيار مورد استقبال واقع شد، شرح مىدهد كه چگونه مردان به سمت كارهاى سرنوشتساز و رسمى مىروند و بر اصول كلى تأكيد مىكنند، در حالى كه زنان به سمت صميميت و مراقبت كشش دارند و اولويت را به روابط انسانى مىدهند. گيليگان اشاره مىكند كه فكر «مراقبت» در زنان به هيچوجه پستتر از فكر «كارهاى سرنوشتساز» مردان نيست؛ اين فقط يك تفاوت است كه اهميت بسيارى نيز دارد. در طى دهها سال، همين فكر مراقبت نقشى حساس در ايجاد توازنى سالم ميان فرد و جامعه در آمريكا ايفا كرده است. از آنجا كه اين امر در ميان خودخواهى و ديگرخواهى ايجاد توازن كرده و در ميان ارزشهاى اقتصادى و ارزشهاى غيراقتصاد آشتى برقرار كرده است، تا حدودى به سمت تعديل روحيه زيادهخواهى كه جزء ذاتى سرمايهسالارى (كاپيتاليسم) است، پيش رفته است.
پيش از دهه ١٩٦٠، زمانى كه در مقايسه با وضعيت كنونى، خانوادههاى بيشترى در مسير سنتى خود ساماندهى شده بودند، زنان منادى همين خصلت (مراقبت) كه خانواده و جامعه را به يكديگر گره مىزد، بودند. دستكم در ميان طبقات متوسط، تقسيم كار روشنى در ميان دو جنس وجود داشت كه به زنان امكان مىداد مقدار زيادى از وقت خود را به تغذيه و پرورش
[١] -
- Jane Addams, Democracy and Social Ethics) Cambridge Mass.: Belknap/ Harvard University Press, ٤٦٩١(.