جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٩٨
داشتند. مثلًا، در فاصله سالهاى ١٩٨٩ تا ١٩٩٤، استخدام مديران بالغ بر ٤/ ١ ميليون نفر گرديد كه شمار مديران را در كل مشاغل غير كشاورزى ٥ درصد افزايش داد. اين روندِ كمتر شناخته شده سرانجام توسط مطبوعات تجارى تشخيص داده مىشود. در پاييز ١٩٩٥، وال استريت جورنال اذعان كرد كه گزارشهاى مربوط به كاهش مديران «يقيناً اغراقآميز بودهاست.» حتى غولهاى تجارى كه از كاهش چمشگير ميزان مديران خبر دادهاند «امروز، در مقايسه با سال ١٩٩٣ به ازاى هر ١٠٠ كارمند، مديران بيشترى دارند.»[١]
آيا اصولًا وجود اين ارتش عظيم و پرهزين مديران ضرورى است؟ تحليلگران مختلفى اين ديدگاه را مطرح كردهاند كه سودآور نگهداشتن يك شركت در وضعيت اقتصادى دشوار امروز بسيار بسيار مشكل است و بنابراين درست آن است كه مديران ارشدى كه توانايى و مهارت آن را دارند كه سود سرشارى به وجود آورند، تكريم شوند. مشكل اين نظريه آن است كه داده ها نمىتوانند ارتباطى را ميان دريافتهاى مديران و سود آورى نشان دهد. آلن دانز (مشاور مديريت) ثابت كرده است كه به هيچ وجه ارتباطى ميان دريافتهاى مديران ارشد اجرايى و سودآورى در سرمايهگذارى وجود ندارد. او در عوض، ميان دريافتى مديران و تعداد تعديلهاى كاركنان، ارتباط تنگاتنگى يافته است. بنا به گفته دانز، مديران ارشدى كه تعداد بيشترى از كارگران را اخراج مىكنند، همانهايى هستند
[١] -Alex Markles ,"
Restructuring Alters Management Role but Leaves It Robust,
"Wall Street Journal ,Sept .,٥٢ ,٥٩٩١ ,p .A ١ .