جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٧٤
٢٥ سال گذشته، براى شمار بسيارى از كارگران، دستمزدها به طور بىامان كاهش يافته در حالى كه زمان صرف شده براى كار، به طور چشمگيرى افزايش پيدا كرده است. امروز بيشتر آمريكايىها، مانند ويكى پاركر، زمانى طولانىتر در ازاى دستمزدى كمتر كار مىكنند؛ آنها مانند اسب عصّارى، هرچه مىدوند سر جاى اول خود هستند. چون والدينى كه فرزندان خود را بزرگ مىكنند، آسيب پذيرترين گروه هستند، اين روند پيامدهاى ناخوشايندى براى زندگى خانوادگى داشته است. پدرها و مادرها تحت فشار و تنش هستند و كودكان روز به روز بيشتر تنها در خانه مىمانند.
اگر شرايط اقتصادىِ روبه وخامت، والدگرى را بهاندازه كافى مشكل نكرده باشد، منافع فزايند سرمايهداران و افزايش بهرهمندى مديران، شانهبهشانه اين وضعيت، بار سرخوردگىها را سنگينتر مىكند. وقتى مايكل آيزنر [مدير ارشد مؤسسه يادسينى] مىتواند ٢/ ٢٠٤ ميليون دلار در سال درآمد داشته باشد، چه تعجبى دارد كه ويكى پاركر نتواند از عهده مخارج ماهانهاش برآيد؟[١] چرا اكنون براى نگهداشتن خانواده در بالاى خط فقر، بايد دو يا سه شغل داشت؟ رابرت رايش،[٢] وزير كار در سخنرانى روز كارگر سال ١٩٩٥ به اين واقعيت اشاره مىكند كه اگر چه در ٢٥ سال گذشته سودها بالاتر رفته است، اكثريت آمريكاييان به نسبت سه تا پنج سال گذشته، فيش حقوقى كمترى به خانه مىبرند. اين واقعيت تلخى است. كارگران، وقتى مىبينند طبقه نخبه مديران از افزايش حقوق، مزايا، سهام و
[١] -
- Judith H. Dobrzynski," New Road to Riches Is Paved With Options," New York Times, Mar. ٠٣, ٧٩٩١, p. ١.
[٢] -Robert Reich