جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٦٥
سرمايه انسانى در آمريكا ابراز نگرانى كردهاند و براى نگرانى خود نيز دلايل كافى دارند. بيش از يك چهارم هيجده سالهها دوره دبيرستان را به پايان نمىرسانند و بسيارى از اين نوجوانان فاقد مهارتها و فنون لازم براى انجام سادهترين مشاغل هستند. اين واقعيت ناخوشايند از بىكفايتى نظام آموزشى ما حكايت مىكند، اما بيش از آن، حاكى از ناتوانى والدين در رسيدگى به فرزندان خود است.
افزون بر آن، بخش عظيمى از نگاه علمى جديد، به كاهش سرمايه اجتماعى؛ يعنى همان مخزن اعتماد، همبستگى و اشتغال به زندگى جمعى، دوخته شده است. رابرت پوتنام، فرانسيس فوكوياما، ژان بتك الشتين، مايكل ساندل و ديگران نسبت به اينكه «بافت اخلاقى جامعه در حال از هم گسيختن است»، ابراز نگرانى شديد كردهاند. همه نهادهايى كه به طور سنتى پيوندهاى اخلاقى و حس همبستگى در ميان مردم ايجاد مىكردند، با مخاطراتى روبهرو شدهاند.[١] اين دانشمندان دلايل مختلفى را براى توجيه اين امر كه چرا اين همه آمريكايى به تازگى منزوى، بىاعتماد و بىتوجه به مسايل سياسى شدهاند و به جاى جمع، به تنهايى روى مىآورند، ارائه دادهاند.[٢] پاى هرگونه مقصرى، از جمله تماشاى تلويزيون و رسوايىهاى سياسى به ميان آمده است، اما بهرغم جدلهاى پر سروصدا و سطح بالا، هيچكس به سراغ سرچشمه مسئله؛ يعنى فرسايش شديد نقش پدر و مادرى نرفته است.
[١] -
- Michael Sandel," Making Nice Is Not the Same as Doing Good," New York Times, Dec. ٩٢, ٦٩٩١, p. E ٩.
[٢]
- Robert D. Putnam," Bowling Alone: Americas Declining Social Capital," Journal of Democracy ٦, no. ١) Jan. ٥٩٩١(: ٥٦- ٨٧.