جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٣٧
مشكل مىتوان فهميد چگونه مىشود با اين نوع ارقام، دموكراسى پايدارى داشت و به طور مسلم، والدگرى خوب و عالى در چنين شرايطى دشوار است.
اگر قرار باشد حمايتهاى اجتماعى مورد نياز براى مقابله با خصلتهاى ضد خانواده بازار آزاد توسعه يابد، دولت بايد نقشى محورى ايفا كند. چنانچه قرار باشد پدران و مادران، والدينِ تأثيرگذار و كاملى باشند، افزايش قدرت مالى افرادى كه فرزندان خود را بزرگ مىكنند، تنها يكى از راههايى است كه دولت بايد در آن دخالت كند.
محافظهكاران كه مدافع ارزشهاى خانوادگى هستند، در جبهه اقتصادى با يك چالش بزرگ روبهروشده اند. آيا آنها آمادگى دارند درآمد و ثروت دوباره توزيع گردد تا فشار از دوش خانوادههاى جوان برداشته شود؟ به نظر نمىآيد چنين باشد. توزيع مجدد ثروت مستلزم عمل و دخالت دولت در ساختار بازار است، و محافظهكاران امروزى تقريباً با هر دو مخالف هستند.
اين كوتهبينى، تنها به محافظهكاران امروزى محدود نمىشود. ليبرالها[١] نيز در حال نابودسازى نقش پدر و مادرى هستند. بسيارى از چپگرايان نمىتوانند اين موضوع را درك كنند كه اگر بخواهيم ارزشهاى پرورش
[١] - ليبراليسم از نظر تاريخى به جنبش آزادى از بند فئوداليسم و پادشاهى گفته مىشود و به اين ترتيب جنبش طبقه متوسط يا بورژوا است كه در حوزه اقتصاد از تئورى آزادى كسب و تجارت حمايت مىكند. اين مكتب همچنين مدافع آزادى عضويت در هر نوع گروه، آزادى عقيده و بيان و حتى آزادى انجام هركارى در هر عرصهاى است كه به طور آشكار به ديگران زيان نرساند.( فرهنگ واژگان سياسى، رابرتسون، لندن، ١٩٨٥).