جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٣٦
مديريتهاى پىدرپى، با كنار گذاشتن همه مفاد يك قرارداد اجتماعى، هيچگونه حرمتى براى افرادِ داراى دستمزد پايين قايل نشده، حمايتهاى حقوقى اتحاديههاى كارگرى را تأمين نكرده و مانعى در برابر زيادهخواهىهاى خارج از كنترل مؤسسات تجارى قرار نداده است. هر روز در روزنامهها مىخوانيم كه دستمزد هزاران كارگركمتر شده يا بيكار شدهاند، در حالى كه مديران ارشد از حمايتها و مزاياى مختلف بهرهمند مىشوند.
ميليونها كارگر، بهرغم سودهاى بىسابقه و افزايش عظيم مزاياى مديران، فشار اقتصادى شديدى را تجربه مىكنند. اين روند، زندگى خانوادگى را عميقاً تضعيف كرده است. پدران و مادران مجبور شدهاند طولانىتر و سختتر كار كنند تا نيازهاى اوليه زندگى خود را تأمين كنند و كودكان به حاشيه رانده شدهاند.
دستمزدهاى رو به كاهش، نبود امنيت شغلى رو به افزايش و طولانىتر شدن هفتههاى كارى، طلايهداران جنگ برضد والدين هستند. طبقه ثروتمند در سالهاى اخير به طور عجيبى مرفهتر شده است، در حالى كه ديگران دچار شرايط سختترى شدهاند. براى مثال، مايكل آيزنر[١] [مدير ارشد مؤسسه ديسنى]، در سال ١٩٩٦ مبلغ ٢/ ٢٠٤ ميليون دلار دريافت كرد. يك فرد عادى با دستمزد ٥٣٨/ ٣٣ دلار در سال (كه اين رقم در سال ١٩٨٩؛ ٩٥٩/ ٣٥ دلار بوده است) بايد ٦١٨٢ سال كار كند تا چنين پولى به دست آورد[٢].
[١] -Michael Eisner
[٢] -David Cay Johnston ,"
Tracking Executives Compensation," New York Times, Apr. ٤١, ٧٩٩١, p. D ٦.