جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٣١
چرا ايالات متحده شاهد چنين خيانتى درباره كودكان خود بوده است؟ در دل آلام كودكان ما تا اندازه زيادى خلأ نقش والدگرى به چشم مىخورد. پدران و مادران به طور روزافزون توان مراقبت از فرزندان خود را از دست مىدهند و در نتيجه كل شبكه مراقبتى ما در حال فروپاشى و آسيبرسانى به زندگى جوانان است. پژوهشى در سال ١٩٩٧ صورت گرفته، نشان مىدهد كه بيش از دوسوم آمريكايىها، نوجوانان را بىادب، بىمسئوليت و وحشى مىدانند. اين پژوهش، تقصير را مستقيماً به گردن والدين مىاندازد و معتقد است كودكان، به دليل آنكه والدين وظيفه خود را خوب انجام نمىدهند، از كنترل خارج شدهاند.[١]
واقعيت آن است كه والدين بسيارى از صحنه غايب شدهاند و كودكان بسيارى تنهاى تنها در خانه رها شدهاند تا خود را با رژيم بىارزش از غذاهاى دمدستى، موسيقىدار و دستههاى تبهكار و گفتگو و شنودهاى تلويزيونى مبتذل بزرگ كنند. نوزادان بيشتر و بيشترى بدون لايه محافظ؛ يعنى همان زرههاى حفاظتى كه در گذشته توسط والدين دلباخته و جوامع حمايتگر فراهم مىآمد، به دنيا مىآيند. بسيارى از آسيبپذيرترها، جسم و روحشان در اثر يورش بىامان غفلت و آز پژمرده شده است.
اگرچه اين موج رو به افزايش غفلت والدين ويرانگر است، اينكه سهلانگارانه پدران و مادران را، كه خود زير بار فشارها گردن خم كردهاند، سرزنش نماييم، مسائل ما را حل نخواهد كرد. پدران و مادران امروزى،
[١] -
- Steve Farkas and Jean Johnson, Kids These Days: What Americans Really Think About the Next Generation, a report from Public Agenda, sponsored by Ronald McDonald House Charities and The Advertising Council, ٧٩٩١, p. ٣١.