جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٦٤
بهرهمند مىشوند، و بهترين راه براى تضمين افزايش شمار خانوادههاى دو والدى، تقويت نهاد ازدواج است.
ازدواج مستحكمتر: دو والد مهربان و باتوجه كه همواره در دسترس باشند، بزرگترين هديهاى است كه مىتوانيم به يك كودك اعطا كنيم. به دشوارى مىتوان خارج از چارچوب ازدواج، چنين موهبتى را فراهم كرد. در سالهاى اخير، انديشمندان و تحليلگران سياستهاى عمومى، از ترس آنكه مبادا اختلافات مبتنى بر نژاد در ميان خانوادههاى تك والد و دو والد بدتر شود، از صحبت در مورد ساختار خانواده خود دارى كردهاند.
دولت بايد بار ديگر بر ارزشهاى ازدواج به منزله يك تعهد درازمدت تاكيد كند. چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم، قوانين و سياستهاى ما جهتگيريهاى اخلاقى فراوانى دارد. براى مثال، تصويب قانون طلاق بىتقصير در دهه ١٩٧٠، داستان بسيار تأثيرگذارى بود؛ يعنى هنگامى كه يك ازدواج بر هم مىخورد، هيچ كس را نبايد سرزنش كرد و هيچ كس نبايد مسئوليت پيامدهاى آن را بر عهده بگيرد.
اين قوانين جديد، با دادن چراغ سبز به روشهاى بسيار آسانتر براى پايان دادن به ازدواج تحول عمدهاى را در تصميمگيرى شخصى بهوجود آورد. به گفته اندرو چرلين، استاد جامعه شناسى، ليبرال سازى قوانين طلاق، هم افكار عمومى نسبت به طلاق را تغيير داد و هم در دراز مدت، نهاد ازدواج را تضعيف كرد.[١] اكنون لازم است اين خسارت را جبران كنيم و يك بار
[١] -
- Andrew Cherlin, Marriage, Divorce, Remarriage) Cambridge, Mass.: Harvard University Press, ٢٨٩١(, pp. ٧٤- ٨٤.