جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٢٤
خانوادههايمان كنيم. ما قرار است همسر و فرزندان خود را مقدم بداريم. ما مسئوليت داريم بفهميم انتظارات همسرانمان چيست و سپس با تمام قدرت در جهت اجابت آن برآييم؛ نه فقط نيازهاى مادى و مالى، بلكه نيازهاى معنوى و عاطفى نيز. اين يك مثال كوچك است، اما اگر همسر من روز دلسرد كنندهاى را در محل كار خود گذرانده بود، من بدون توجه به اينكه روز كارى خودم تا چه اندازه سخت بوده، واقعاً مىكوشم به حرفهاى او گوش بدهم و نيازهاى او را پاسخ بگويم.
كورنل وست: من يكى نسبت به اين الگوى رهبرى مردانه خدمتگزارانه احساس نزديكى مىكنم. اين الگو مىتواند عميقاً متفاوت از يك رهبرى مردسالارانه باشد. اين تعريف كه پرقدرتترين مرد كسى است كه بيش از همه خدمت مىكند، مهم است.
ماركوس گلاور: اما ما هنگام تلاش براى اينكه نشان دهيم مردى نيرومند هستيم، تنها مخالف فرهنگ نيستيم، بلكه مخالف دولت نيز هستيم. من نمىتوانم ميان سياستهاى دولت و آنچه بر سر خانواده آمريكايى آفريقايىتبار آمده است، به ويژه بر سر شوهران و پدران، رابطهاى نبينم.
ابتدا جريان بردهدارى بود، با آن رويه در هم پاشيدن خانوادههاى سياهپوست، به حراج گذاشتن فرزندان آنها يكى پس از ديگرى، جدا كردن والدين. اين نظام از خارج تحميل نشده بود، توسط دولت خودمان اعمال و حمايت مىشد.
در دوران مدرن، بردهدارى نداريم، سيستم رفاهى داريم كه درست در همان جهت خدمت مىكند. دولت برخى مزايا را ميان خانوادههاى نيازمند