جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢١٣
به مادر دستور داده خواهد شد كه سه روز در هفته به خانه پدر برود تا براى او و فرزندش غذا بپزد، خانه را تميز كند و خريد نمايد و به اين ترتيب نقش زنانه سنتى خود را ايفا كند. اما پيش از آنكه كودك از مدرسه برگردد، بايد خانه را ترك كند. (براى مادر برنامه ثابتى تعيين شده كه به چه ميزان مىتواند كودك را ببيند) اگر مادر از انجام اين وظايف سر باز زد، دور او جمع مىشوند، او را تحت پىگرد قرار مىدهند و حتى ممكن است او را به زندان بيندازند. اگر پدر در ديدارهاى برنامهريزى شده مادر با فرزند مداخله كند، هيچ اتفاقى نمىافتد. هيچ كس به اشتياق او براى آنكه سرپرست كودكش باشد، اهميتى نمىدهد. مسئولان فقط به تمايل پدر براى آنكه زن را در حال پختن و تميز كردن و خريد ببيند، اهميت مىدهند. (و به او مىگويند: «تو اين كار را براى فرزندت انجام مىدهى».)
پدر كه به خوبى از قدرت برتر خود خبر دارد، هر طور دلش خواست با مادر رفتار مىكند. مثلًا اگر زن با مرد ديگرى ديدار داشته باشد، ديدارهاى او را با فرزندش قطع مىكند. مادر كه به خوبى از ناتوانى خود آگاه است، سرخورده، خشمگين و آزرده مىشود و همكارى خود را كم مىكند. او ممكن است براى آنكه مجبور به پختن و تميز كردن و خريد نباشد، به دروغ ادعاى بيمارى كند. او حتى ممكن است از آن شهر فرار كند.[١]
براى مادرى كه تحت چنين شرايطى زندگى مىكند، به آسانى مىتوان موجى از همدردى را احساس كرد. مطمئناً از اين فكر كه بايد او را سركوب كرد، استقبال نمىكنيم. به احتمال زياد درك خواهيم كرد نظامى
[١] -Ibid .,pp .٠٦ -١٦ .