جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ٢٠٢
ويژگيهايى همچون تعهد و مهرورزى متولد نمىشوند؛ اين فضايل بايد به صورت هدفمند توسط پدران و مادران آموزش داده شود و مورد تأكيد قرار گيرد. كودكان بيشتر چيزها، از جمله ارزشها را با تقليد و الگوگيرى مىآموزند. هر چه يك پدر يا مادر دلسوزتر و قابل اعتمادتر باشند، بيشتر احتمال دارد كه كودك اين صفات را كسب كند. به طور كلى بايد گفت اگر اين فضايل در درون خانواده آموزش داده نشوند، ديگر هيچ گاه فراگرفته نخواهند شد.
با در نظر گرفتن اين واقعيت، به آسانى مىتوان فهميد چگونه نبود پدران، توسعه فضيلت شهروندى يا ساختن خانوادهها و جوامع مستحكم را دشوارتر مىكند. بيشتر كودكان، در اثر از دستدادن پدر، از ارزشهايى مانند احساس مسئوليت و تعهد رويگردان يا دستكم نسبت به آنها دچار ترديد مىشوند. اگر يك كودك ناگزير دغدغه اين را داشته باشد كه چرا پدرش ناگهان ناپديد شد و او را در اين شرايط تنها گذاشت يا اگر كودكى شب هنگام در حالى به رختخواب برود كه نداند آيا پدرش فردا صبح آنجا خواهد بود، يا اگر كودكى مجبور باشد بپرسد «پدر من كيست؟» بسيار دشوار خواهد بود بتوان مخزنى از اعتماد در درون او به وجود آورد؛ مخزن اعتمادى كه اگر قرار باشد روزى كودك همسرى خوب يا شهروندى مسئول بشود، براى او بسيار ضرورى خواهد بود. بنابراين يك هدف عمده ملى بايد اين باشد كه نسبت كودكانى را كه با پدران خود زندگى مىكنند و به دست آنها پرورش مىيابند، افزايش و نسبت كودكانى را كه چنين وضعيتى ندارند، كاهش دهيم.