جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٩٦
گرچه اخيراً شاهد اغراقگويىهايى درباره موارد كودكآزارى هستيم، اين امر بدون ترديد در بيست سال گذشته بيشتر شده است. در سال ١٩٩٦ بيش از ٣ ميليون موردِ گزارش شده از كودك آزارى و غفلت از كودك وجود داشت؛ يعنى ٣٦٧ درصد بيش از سال ١٩٧٦.[١] اين رقم شانه به شانه نرخهاى روبه رشد طلاق و تك سرپرستى حركت كرده است.
آيا ما بايد از رابطه ميان غيبت پدر و بدرفتارى با كودك تعجب كنيم؟ احتمالًا خير. كارى كه به تازگى توسط گروهى از دانشمندان با نام «داروين گرايان»[٢] جديد صورت گرفته است به ما يادآورى مىكند كه ما، به عنوان يك نوع، به طور ژنتيك داراى زمين منفعت طلبى فردى هستيم. والدين طبيعى داراى سرمايههاى ژنتيك بىمانندى در فرزندان خود هستند و در نتيجه بسيار ژرفتر از والدين جايگزين از اين فرزندان مراقبت مىكنند. حتى با حسننيتترين ناپدرىها ممكن است هزينه كردن براى فرزندان همسر خود را از دست دادن منابع مالى بدانند. از آنجا كه اين كودكان پول و زمان را از دست كودكان واقعى فرد و از دست جفت او بيرون مىكشند، او تقريباً هميشه در حالتى از رنجش قرار دارد و در پارهاى از موارد، اين رنجش تبديل به بدرفتارى مىشود. به اين ترتيب، جامعهاى كه به طور روزافزون به والدين جايگزين اعتماد كند، جامعهاى است كه به ناگهان و به طور فزاينده به سوى
[١] -
- Ching- Tung Wang and Deborah Daro," Current Trends in Child Abuse Reporting and Fatalities: The Results of the ٦٩٩١ Annual Fifty State Survey," Working Paper No. ٨٠٨, National Committee to Prevent Child Abuse and Neglect Data," Fact Sheet ٥/ ٧٩, p. ٢.
[٢] -New Darwnians