جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٨٦
را به يك مرد به خصوص پيوند دهند. تقريباً در همه موارد، اين پيوند از طريق نهاد ازدواج و ايجاد اصل مشروعيت به وجود آمده است. اصل مشروعيت مقرر مىدارد كه فرزند به دنيا آمده از يك زوج ازدواج كرده، متعلق به شوهر است و نه به مردى ديگر. مشروعيت مفهوم بسيار مهمى است زيرا مشخص بودن پدر را پىريزى مىكند. مشخص بودن پدر مهمترين پيش شرط براى سرمايهگذارى پدرانه و سرمايهگذارى پدرانه به نوبه خود، عاملى اساسى براى رفاه كودك و جامعه است و اين شيوه استدلال به وضعيت امروز ما بسيار ربط پيدا مى كند. با در نظر گرفتن نيازهاى پيچيده كنونى جهت بزرگ كردن كودك، چيزهايى كه پدران مايل به ارائه به فرزندان خود هستند؛ يعنى زمان، انرژى و منابع مالى، هيچ گاه مانند امروز اهميت نداشتهاند.
در واقع، در ميان همه فرهنگها، پدر بودن غالباً به نوعى پرمسئله بوده، در حالى كه مادر بودن چنين نبوده است. همانگونه كه ديويد پاپنو (جامعه شناس) اشاره كرده است، در همان حال كه مادران در سراسر جهان با پذيرش مشتاقانه نقش خود، كودك خود را به دنيا مىآورند و پرورش مىدهند، پدران اغلب آكنده از دودلى هستند.[١] اين تفاوت جنسيتى را مىتوان با واقعيتهاى ابتدايى توليدمثل بشر توجيه كرد. به بيان زيست شناختى، ارتباط ميان مادر و كودك غيرقابل بحث و ترديد نيست. به عكس، پدرى فى نفسه، امرى غير قطعى است و به همين دليل است كه جوامع به سختى كوشيدهاند تا كودكان را به پدرانشان متصل كنند. آنچه
[١] -
- David Popenoe, Life Without Father: Compelling New Evidence that Fatherhood and Marriage Are Indispensable for the Good of Children and Society) New York: Free Press, ٦٩٩١(, P. ٤.