جنگ عليه والدين - هيولت، سيلويا آن؛ وست، كورنل؛ مترجم معصومه محمدي - الصفحة ١٦٧
قدرتى اساسى است كه همواره با كبود كردن و ضرب و شتم كودك به دست والد پايان مى پذيرد.
از ديدگاه ميلر، بخش زيادى از نفرت و خشونت در جامعه را مى توان در ساديسمى جستجو كرد كه هر روزه و در هر خانه توسط والدين تشنه قدرت تداوم مىيابد. او مىنويسد: تمام توصيههاى مرتبط با پرورش كودكان، به طور كمابيش آشكارى نيازهاى پرشمار والدين است كه لباسهاى گوناگونى به آن پوشاندهاند. برآورده كردن اين نيازها نه تنها موجب كندى رشد و توسعه كودك بلكه در عمل مانع از آن مىشود.[١] در موارد بسيار زيادى، لطمات وارده به كودك به اندازهاى شديد است كه به معناى «كشته شدن روح» كودك است. به گفته ميلر، چنين «ضربههايى» در دوران كودكى، بخش اجتنابناپذير زندگى خانوادگى است و از اين واقعيت سرچشمه مىگيرد كه والدين بردگان ناخودآگاه اسرار تاريك كودكى خود هستند؛ يعنى زمانى كه خود لگدمال والدين تشنه قدرت بودهاند. به اين ترتيب، ستم والدين در ميان نسلها تداوم مىيابد.
ميلر در كتاب خود، اين مسئله را بررسى مىكند كه چگونه مىتوان اين دور باطل بدرفتارى والدين را تغيير داد. او توصيه مىكند كه تحليلهاى روانى و درمانگرى به صورتى عمومىتر مورد استفاده قرار گيرد تا به افراد كمك كند به خشم خويشتن دوستانه خود عليه والدينى كه با آنها بدرفتارى كردهاند، دست يابند. بنا به گفته او، اين كار قابليت آزادسازى نسل بعد را دارد. به اين ترتيب، والدين جديد كه از آزردگىهاى دوران كودكى خود
[١] -Ibid .,p .٧٩ .